شماره تلفن تماس با ما

051-34227301

 

My title

شهر مارسی, آنجا كه همه دنیا به هم می پیوندد (1)

شهر مارسی, آنجا كه همه دنیا به هم می پیوندد (1)

زود باش ! بجنب ! این صدای زنی بود كه وقتی من در جنوب شهر داشتم از تاكسی پیاده می‌شدم، بگوشم خورد كه به عربی تكلم می‌كرد. او زنی خوش پوش بود كه شالی بر سر انداخته و گویا با این حرفها اصرار داشت تا بچه‌هایش را به مدرسه ببرد. من در كنار خیابان، رستورانی شرقی یافتم كه غذاهای مخصوص تونسی سرو می‌كرد، غذاهایی مانند كباب انبری و انواع سالاد. درست در مقابل این رستوران در آن طرف خیابان، دفتر هواپیمایی سوریه واقع شده بود. زنی سیاهپوست و بلند قد در حالی كه یك لباس بلند آفریقایی به تن كرده و با گام‌های شاهانه عرض خیابان را طی می‌كرد و حضور ماشین‌ها را نادیده می‌گرفت. بین من و دفتر هواپیمایی، سه افسر پلیس دوچرخه سوار و غیرمسلح قرار گرفته بودند كه با فراغ بال چرخ می‌زدند، دو مرد و یك زن.

آیا اینجا اروپا بود؟ بله، بخشی از اروپا. اینجا مارسی یا به قول فرانسوی‌ها: (le vieun port) یا بندر كهن (old port) بود، قلب تپنده كهن‌ترین شهر فرانسه و سومین بندر بزرگ اروپا پس از آمستردام و روتردام.

چند قدم آن طرف‌تر، دسته‌ی كوچكی از گردشگران به دور یك لوح برنزی- كه در داخل دیوار ساحلی قرار گرفته بود- حلقه زده بودند كه روی آن این جملات نقش بسته بود: «در سال ۶۰۰ قبل از میلاد مسیح سربازان یونانی از شهری به نام فوسیا- یكی از شهرهای یونانی آسیای صغیر- قدم به این ساحل گذاشتند. آنها بودند كه مارسی را كشف كردند و از اینجا بود كه تمدن به سرتاسر دنیای غرب گسترش یافت.»

رهبر یونانیان شخصی بود به نام پروتیس (Protis) كه خط سیر مهاجرت اهالی مدیترانه به سوی مارسی به وسیله او آغاز شده بود همچنان ادامه داشته و متوقف نشده است. بنا بر افسانه‌ها، قبیله‌ی لیگوری- كه در این منطقه ساكن شده بود- در خوشامدگویی به این تازه واردین پیشی جسته و اجازه دادند تا پروتیس با دختر پادشاه لیگوری ازدواج كند. به زودی شهر كوچك ماسالیا در اینجا رشد و گسترش یافت و به تجارت كالاهایی همچون روغن، اشیای برنزی، اسلحه، نمك، برده و سفال پرداخت. در آن زمان قدرت و نفوذ اهالی ماسالیا در شمال به منطقه‌ی دره رون و در غرب به شبه جزیره ایبری رسید، بعدها دامنه‌ی این قدرت و نفوذ به سوی جنوب یعنی سنگال و دورتر از آنجا به شمال بریتانی رسید. ماسالی‌ها حتی به سفرهای اكتشافی در دیگر سواحل شمالی همچون ایسلند دست یازیدند.

این شهر همچون یك حكومت جمهوری، به خاطر وضع قوانین خردمندانه و همچنین به عنوان یك مركز فرهنگی مشهور شد. حتی زمانی كه در قرن اول قبل از میلاد به وسیله رومیان تصرف شد. و یا بعدها كه تحت مالكیت قدرتهای دیگر درآمد، هرگز استقلال خود را از دست نداد: گاهی اوقات سركش، گاهی اوقات جسور و معمولاً در سطحی از خودمختاری و استقلال داخلی قرار داشت. در سال ۱۹۰۰ (میلادی) این شهر رسماً- علیرغم ناخشنودی و مقاومت مردمانش- به فرانسه ملحق شد. همین شهر مارسی بود كه یك مكان همیشگی برای اقامت بازرگانان، سوداگران و ماهیگیران تحت عنوان نخستین اتاق بازرگانی فرانسه را در سال ۱۵۹۹ (م.) پایه‌گذاری كرد. دیگر موردی كه همین مقدار اهمیت دارد: ایجاد و تاسیس نخستین كافه روباز در پیاده‌رو در مارسی در قرن هفدهم میلادی می‌باشد. (نوع پاریسی این كافه‌ها بعدها بوجود آمدند.)

حال به لوحه فلزی و برنزی برمی‌گردیم: همه مفاد آن ازیك همهمه بزرگ از جمعیت بازار ماهیگیران و ماهی‌فروشان در آغاز صبح حكایت دارد. اگرچه كه بندر كهن امروزه به عنوان لنگرگاهی برای قایق‌های اغلب تفریحی و عبوری و قایق‌های كوچك و خمره‌ای شكل ماهیگیری استفاده می‌شود كه هنوز هر روز صبح تقریباً ساعت ۹ صدای بوقشان شنیده می‌شود كه برای تخلیه‌ی صیدهای رنگارنگ وارد بندر می‌شوند.

دیگر اسكله‌های بندر كهن، اسكله‌هایی به سبك ساختمانهای جدید و دارای پنج یا شش طبقه بوده و بسیار خوب باقی مانده‌اند. هریك دارای كافه یا رستورانهای بیرونی در فضای باز یا در طبقه اول هستند كه دارای مصارف تجاری، اجتماعی و تزئینی یا زیباگرایانه هستند. این كافه‌ها عبارت است از یكسری رستورانها كه از غذاهای دریایی و سوپ مشهور مارسی گرفته تا پخت نان و بستنی را به مشتریان عرضه می‌كنند.

هرچه به غروب نزدیك می‌شویم به تدریج بر جمعیت كافه‌ها افزوده می‌شود. در این كافه‌ها مردم تجارت می‌كنند، روزنامه می‌خوانند، دوست پیدا می‌كنند و به نظر می‌رسد سر و صدای اطرافیان مزاحمتی برای كسی ایجاد نمی‌كند و نور خورشید در حال غروب كه به سطح آب می‌تابد، بندر كهن را از بالا و پایین غرق در نور و پاكیزگی می‌كند.

به نظر من، هیچ جای دیگر دنیا برای نوشیدن یك فنجان قهوه بهتر از اینجا نیست. من در یكی از این كافه‌ها به نام سامری (La- Samaritaine) – كه یكی از كافه‌های مخصوص این منطقه است- نشسته بودم و به بررسی مردمی كه در اطرافم نشسته بودند، پرداختم. مردمانی از جنوب فرانسه، غرب، ایتالیایی، اهل جزیره كرسی و نیز چندتایی هم از بخش شمالی فرانسه قابل مشاهده بودند. این تركیب جمعیتی اینجاست با سپاس از پروتیس كه این گردونه را آغاز كرد و با این كار مارسی را تبدیل به یكی از شهرهای فرانسه نمود.

در اینجا هر چیز اصیل و دوست‌داشتنی به نظر می‌رسد و من احساس می‌كنم در خانه خودم هستم، راحت، ایمن و از زندگی لذت می‌برم. چه بر سر این مارسی شكیل آمد كه به ناگاه آن را تبدیل به یك شهر هر دم بیل و بی‌نظم و ترتیب نمود به طوری كه تبدیل به نسخه فرانسوی دنیای جنایتكاران آل كاپون در شیكاگو گردید.

دومینك ولاستو- رییس اداره جهانگردی مارسی و یكی از اعضای اتحادیه اروپا- می‌گوید: «مارسی پاكسازی شده و این تصویر ناامنی زیاد دوام نخواهد آورد. ما طی یك مدت طولانی با هیچ بحران جدی سر و كار نداشته‌ایم، پلیس‌های شهری حتی مسلح هم نیستند، آنچه كه هست همان چیزهایی است كه ما آن را «كمی ناامنی» می‌خوانیم یعنی ربودن یك كیف دستی و یا سرقت چیزهایی از داخل ماشین‌هایی كه در مناطق دورافتاده پارك شده‌اند. با بكارگیری استانداردهای جهانی، ما مسایل زیادی نخواهیم داشت.»

او می‌گوید: «روزهای رفته باز نخواهد گشت، زمانی كه فعالیت بندر به وسیله تجارت استعماری از طریق هند و چین، الجزایر، تونس، مراكش، ساحل عاج و سنگال آغاز شد و هتل‌های بزرگ در سراسر منطقه، پیرامون بندر ساخته شدند. او می‌گوید امروز آن فعالیت‌ها به شكرانه‌ی كشتی‌های تفریحی، قاره‌پیما و گردشگری دوباره بازگشته است. در آخرین دهه شهر توسعه یافته و به موازات آن سواحلش نیز گسترش یافته‌اند و محلات قدیمی شهر مرمت شده‌اند. از سال ۲۰۰۱ (م.) سازمان راه‌آهن بزرگ و سریع‌السیر فرانسه – مارسی را با یك خط راه‌آهن سه ساعته به پاریس متصل كرده است، یعنی در زمانی كمتر از یك سفر هوایی، چنانچه شما مدت زمانی را كه برای پرواز هوایی بایستی منتظر بمانید، محاسبه كنید.

نیك كنسانس – نویسنده مستقل- می‌گوید: «اینجا كه زمانی بوسیله گانگسترها و دزدان دریایی درهم شكسته شده و فرسوده شده بود، اكنون واقعاً یك منطقه‌ی بین‌المللی شده، البته هنوز یكسری مشكلات وجود دارند، اما پدیده‌ی چند قومی كه زمانی به عنوان یك مشكل مطرح بود دیگر وجود ندارد و بومیان دارای نوعی تطابق تعصب‌آمیز نسبت به این منطقه هستند.

همه‌ی این‌ها به علاوه‌ی توسعه‌ی جهشی و عظیم شهر در دو سال گذشته و بلیت‌های ارزان قیمت شركت‌های هوایی اروپایی، باعث شده تا مردمان مناطق شمالی و سردسیر نه تنها برای گذراندن تعطیلات و رسیدگی به قراردادهای خود به مارسی بیایند، بلكه به خاطر خرید و تهیه یك اقامتگاه ثانویه با توجه به پیشرفت قیمت‌های املاك و مستغلات كه تا حدود ۳۰ درصد رشد داشته است به این منطقه هجوم آورده‌اند.

اگر به نقشه نگاهی بیندازیم، متوجه می‌شویم كه در چنین موقعیت مثبتی شرایط به گونه‌ای است كه احساس می‌شود شهر به مانند اینكه كسی آن را با یك چراغ بسیار نورانی روشن كرده باشد، از دیگر نقاط متمایز شده است.

امروزه به نظر می‌رسد همه چیز در مارسی جالب است و پیاده‌روی بهترین راه برای سیاحت و گردش در آن است.

یك راهنمای تور به نام كریستین فورنیه به من گفت كه اولین نقطه برای شروع گردش بازدید از منطقه‌ی اصیل ماسالیا است كه بر فراز بندر كهن به سوی یك تپه به نام (Les Moulins) یا آسیاب‌ها واقع شده، همانجا كه ۵۰۰ سال پیش دارای ۱۶ آسیاب بادی بود. فورنیه می‌گوید: این واقعیت در همه‌ی شهرهای مدیترانه وجود دارد و امروزه در جای جای مارسی تلاش می‌شود تا آسیابی جدید ساخته شود و همه‌ی این‌ها اغلب به رگه‌هایی از آثار گذشته می‌رسد.

سازندگان یك پاركینگ، اخیراً درست در قسمت بالایی بندر كهن به شواهدی از وجود یك بندر به سبك رومی دست یافتند و تشخیص دادند كه رومیان در دوره امپراتوری روم ، دارای یك شهر مهم و بسیار بزرگ درست- به مانند شهر كنونی مارسی- بوده‌اند. بنابراین سازندگان پاركینگ تصمیم گرفتند كه موزه‌ای در خارج از منطقه اكتشافی برپا كنند و این همان موزه‌ای است كه به نام موزه باراندازهای روم (Museum of the Roman Docks) نامیده می‌شود.

چند پله بالاتر از تپه‌ی منتهی به موزه، فروشگاهی وجود دارد كه صابون‌های سنتی مارسی را می‌فروشد. ۸۰ كارخانه صابون‌سازی در مارسی به تولید این نوع صابون اختصاص داشته اما امروزه تنها دو تا از آنها باقی مانده‌اند. به عقیده فورنیه، این امر ممكن است تغییر یابد زیرا مارسی شهری است كه همواره در حال باز اكتشافی ریشه‌های خویش است. او می‌گوید: «ما می‌دانیم از مدتها پیش صابون ساخته شده از روغن زیتون مختص خاورمیانه بوده است این صابون برای پوست بسیار مفید است، برای شستن لباسها ارزان بوده و دوام زیادی دارد. واقعیت این است كه این صابون از ۷۲ درصد روغن‌های گیاهی ساخته شده ولی اغلب صابون‌های زیتون دارای آب و لیموناد می‌باشد.

ما مسیر خود را در جهت صعود به تپه تغییر و ادامه می‌دهیم و در آنجا محله‌ای می‌یابیم كه امروزه به نام (Lapanier) یا (The Basket) نامیده می‌شود و در واقع یك اقامتگاه سنتی برای مهاجرین است. خیابان‌ها و كوچه‌های باریكش گاه به وسیله‌ی پلكان‌هایی قطع می‌شود و ما در آنجا به نوعی آرامش دست می‌یابیم كه بسیار با سر و صدای موجود در بندر كهن تفاوت دارد. آپارتمانهای سه یا چهار طبقه‌ای كه در طول خیابان‌ها ردیف شده‌اند با رنگهای اصلی و به سبك پرووانس (Provencal) نقاشی شده‌اند- بیشتر به رنگهای زرد و نارنجی- برخی نیز از پشت پنجره‌های آبی كمرنگ استفاده كرده و طنابهای رنگارنگ لباسهای شسته از سراسر پنجره‌های آپارتمانها كشیده و امتداد یافته‌اند. در نوك تپه، منطقه‌ی آسیابها قرار گرفته، محله كوچكی كه نقطه‌ی شگفت‌انگیز و یكپارچه ذوب و درهم آمیختگی جامعه‌ی بشری است یعنی: ایتالیایی‌ها، اهالی جزیره كرس (Corsicans)، مسلمانان، مردمان شمال آفریقا، ویتنامی‌ها، كاتالونی‌ها، ارمنیان، و اهالی هند غربی كه تنها چند اسم و است از آنها باقی مانده است. اینجا یك منطقه‌ی جالب برای نظاره‌ی جوامع بشری و ملتهاست. من هرچه كه در دعوت به منطقه، درنگ و تعلل می‌كردم به این خاطر بود كه كنجكاو بودم تا تمركز جمعیتی مسلمانان در شهر را بیابیم، زیرا كه تقریباً در یك محله شهر حدود ۰۰۰/۲۰۰ نفر از ۰۰۰/۸۰۰ نفر جمعیت ساكن، مسلمان بوده و حتی اعضای واقعی این گروه ممكن است بیشتر از اینها هم باشد. ما دوباره به بندر كهن بازگشتیم و چند صدمتر به طرف بالا به سوی معبر و خیابان اصلی شهر تغییر جهت دادیم.

 

 

منبع: http://www.aftabir.com

دسته ها: جهانگردی

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.