شماره تلفن تماس با ما

051-34227301

 

My title

آبادان 2

آبادان 2

آبادان در یک نگاه
ماده ۴- از نقطه‌ای كه حدود اراضی دولتین به اروند رود می‌رسد تا دریا مقررات ذیل نسبت به اروند رود اجرا خواهد گردید.

الف) اروند رود به طور متساوی برای كشتی‌های تجاری كلیه ی كشورها باز خواهد بود. كلیه‌ی عوارض مأخوذه جنبه‌ی حق الزحمه‌ای داشته و منحصراً به طور عادلانه به مصارف نگاهداری و قابل‌كشتیرانی بودن یا بهبود راه كشتیرانی و مدخل شط ازطرف دریا تخصیص داده خواهد شد و یا به مصارفی كه مفید برای كشتیرانی است خواهد رسید، عوارض مذكوره براساس ظرفیت رسمی كشتی‌ها و یا آب‌خوری یا توأماً هر دو حساب خواهد شد.

ب) اروند رود برای عبور ناوهای جنگی و كشتی‌های دیگر طرفین كه برای تجارت اختصاص ندارند باز خواهد بود.

ت) این موضوع كه در اروند رود خط سرحدی گاهی حد آب‌های جزری و گاهی تالوگ یا وسط المیاه را تعقیب می نماید به هیچ وجه به حق استفاده طرفین متعاهدین در تمام مجرای اروند رود صدمه وارد نمی‌آورد.[۲۹]

در ۱۵ اسفند سال ۱۳۵۳ هجری شمسی(۶ مارس ۱۹۷۵ میلادی)مذاكراتی بین شاه و صدام حسین معاون حسین البكر، رئیس جمهوری عراق، انجام گرفت و در نتیجه‌ی آن، عهدنامه مرزی جدید صادر شد كه براساس آن:«با رعایت احترام به تمامیت ارضی و تجاوز ناپذیری مرزها و عدم دخالت در امور داخلی دو طرف تصمیم تصمیم گرفتند مرزهای آبی خود را براساس تالوگ تعیین كنند.»[۳۰]

▪ رودخانه‌ها، نهرها و گرداب‌ها
اطراف آبادان را سه رودخانه‌ی بزرگ ایران یعنی كارون، بهمنشیر و اروند رود فراگرفته است.

ـ رود كارون كه مهم ترین رودخانه‌ی ایران است پس از اهواز به سوی خرمشهر جریان می یابد و به جزیره آبادان كه می‌رسد به دو شاخه تبدیل می شود:

۱) بهمنشیر یا بهمشیر كه در حدود ۱۰ كیلومتری سابله از رود كارون جدا می شود، پرآب‌ترین دهانه كارون است و از طریق خور بهمنشیر به خیلج فارس می ریزد. جغرافی نگاران دوره اسلامی، بهمنشیر را«دجیل»یعنی دجله‌ی كوچك هم گفته اند.[۳۱]بهمنشیر تقریباً به موازات اروند رود در قسمت شرقی آبادان جریان یافته و به خلیج فارس می ریزد.

۲) ادامه كارون(یا انتهای كارون)كه از خرمشهر در شمال جزیره‌ی آبادان عبور كرده، داخل اروندرود می شود. این قسمت در واقع پهن‌ترین بخش رود كا رون است و این همان قسمتی از بین بهمنشیر و اروند رود كه مورد بحث جغرافی‌دانان است كه آیا از قبل وجود داشته و یا به طور مصنوعی در دوران پس از اسلام حفر شده است.

قسمت غربی جزیره آبادان رودخانه بسیار پهنی است كه از دیرباز نام«اروند»بر آن بوده است. در واقع دجله همان اروند رود است به طوری كه فردوسی گفته است:

اگر پهلوانی ندانی زبان به تازی تو اروند را دجله خوان[۳۲]

اروند رود (دجله)در خاك عراق از شمال به طرف جنوب(به طرف بصره)می آید در ۶۴ كیلومتری شمال بصره رود فرات به آن می ریزد و در جنوب غربی خرمشهر (شمال غربی جزیره آبادان)آب كارون به آن اضافه می شود. از خرمشهر به بعد در طول غربی آبادان رودخانه بسیار پهنی می‌شود(اروند رود بزرگ)كه به اشتباه اعراب شط العرب می نامیدند. این رود پس از پیمودن طول جزیره آبادان به خیلج فارس می ریزد. اروند رود در سال، ۵۰ میلیون تن رسوب دارد كه از مقدار رسوب رود بیشتر است. اروند رود یكی از عریض‌ترین رودهای جهان است كه هرچه رو به جنوب می‌رود پهن‌تر و گودتر می‌گردد. در امتداد شهر آبادان، عرض اروند رود ۱۲۰۰ متر است ژرفای اروندرود مخصوصاً هنگام جزر و مد از ۱۵ الی ۳۵ متر متفاوت عمق پیدا می كند «اروند دارای ریشه و بن اوستایی است و دراوستا به صورت «ائوروت» آمده است و ریشه‌ی كهن «ائورو» به معنی سركش و تند و تیز و پسوند و «وت» به معنی دارنده است بر روی هم معنی دارنده تندی و تیزی و سركشی است.»[۳۳]

در جزیره آبادان و در اطراف این جزیره نهرهای زیادی وجود دارد و این نهرها رسوبات خود را همگی به اروندرود می‌ریزند، بنابراین كشتیرانی را در اروند رود به مشكل روبه رو می كرده‌اند. مقدسی مشاهدات خود را در این رابطه چنین بیان كرده است:«در آنجا دشواری بسیار دیدم، كشتی ما ۱۰ بار زمین سایید. از هر ۴۰ كشتی كه بدانجا شوند، یكی باز تواند گشت.»[۳۴]

در اطراف آبادان، آنجا كه رودخانه به یكدیگر متصل می شده‌اند و یا به خلیج فارس می ریختند، گرداب‌های بزرگی بوجود می آمده كه معمولاً عبور و مرور كشتی‌ها را با مشكل روبه رو می ساخته است. انصاری دمشقی در این رابطه بیان كرده:«دریای فارس... در این دریا در پس عبادان گردابی سخت قرار دارد.»[۳۵]در زمان‌های بسیار دور برای مقابله با این گرداب‌ها تدابیر مختلفی می اندیشیدند. به گفته‌ی ابن حوقل«یكی از زنان خاندان بنی عباس، كه بعضی می گویند زبیده بوده است، آن خطر را از كشتی‌ها بدین گونه دور ساخت كه چند كشتی را از سنگ پركرد،در آن گرداب فروبرد و گرداب انباشته شد و خطر رفع گردید.»[۳۶]

● زمین شناسی جزیره‌ی آبادان
زمین شناسان بر این باورند كه خلیج فارس در هنگام پدید آمدن وسعتی به مراتب بیش از امروز داشته و تمام سرزمین‌های اطراف و جلگه‌ها و دشت‌های مجاور خود از جمله جزیره آبادان را تا اواخر دوران سوم زمین‌شناسی می پوشانده است. در آغاز دوران چهارم زمین‌شناسی به تدریج جلگه‌ها و خشكی‌های اطراف خلیج فارس از جمله آبادان سر از آب بیرون آورده است. [۳۷] آنان بیان می كنند كه رودخانه‌های كارون، دجله و فرات قسمتی از خلیج فارس را با آوردن مقداری گل و لای به خشكی تبدیل كردند و در واقع آبادان را بوجود آورند. بنابراین آبادان دنباله‌ی جلگه خوزستان و عراق است كه با آبرفت‌های كارون، دجله و فرات انباشته شده است و در واقع خشكی حاصل از رسوبات این سه رودخانه است.

رودخانه عظیم كارون سالانه مقداری گل و لای با خود از كوهستان‌ها می آورد و در دهانه خلیج‌فارس می خواباند و جلگه وسیعی برای شهر آبادان بوجود می آورد و هم اكنون هم ادامه دارد و سالی ۳۰ متر بر وسعت زمین جنوبی آبادان افزوده می شود.[۳۸]یك برآورد نشان می دهد كه اروند رود سالیانه ۲۵۶۰۰ میلیون متر مكعب رسوبات همراه آورده و در مصب خود به جای می گذارد.[۳۹]

یك تخمین دیگر بیان می كند كه ورود گل و لای سالانه رودخانه‌های دجله و فرات به خلیج فارس چهار و نیم تا پنج میلیون تن و برای رودخانه كارون دو میلیون تن می باشد و همین رسوبات در طی قرن‌ها باعث بوجود آمدن آبادان شده است. [۴۰]

در مجموع،تحقیقات زمین شناسان در مورد آبادان به این نتیجه رسیده است كه در روزگاران پیشین جزیره آبادان وجود نداشته، بلكه دلتایی بوده كه رأس آن به طرف خلیج فارس و قاعده‌ی آن به طرف خرمشهر قرار داشته بطوری كه هر سال بر طول آن افزوده می شده است.

▪ جنس خاک و زمین آبادان
زمین آبادان به طور كلی رسوبی است و رسوب آن، در طول قرن‌ها در اثر جریان رودخانه‌ها به سوی خلیج فارس جمع شده است. در آبادان هیچ‌گونه پستی و بلندی دیده نمی شود و همه سطح زمین آن مسطح و هموار است. بافت زمین آبادان خیلی ریز است. درجه سخت شدگی این رسوب ها خیلی كم است و دارای بافت سستی هستند، به طوری كه خیلی آسان فرسوده می شود. رسوب‌های آب به صورت لایه‌های نرم و سست هستند كه كم و بیش افقی می باشند.[۴۱]

درقدیم كه هنوز كشتی‌های لایروب اختراع نشده بود،گل ولای بسیاری كه از سیلاب‌های بهاره رودهای دجله، فرات و كارون از كوهستان‌ها همراه خود می آورند در دهانه آن رودها كه شیب آن تند نبود ته نشین می شد و می خوابید. از این رو بستر رود در آن‌گونه جاها بسیار گسترده می شد. به ویژه هنگامی كه در دریا مد بر می خاست و جلوی ریزش آب‌های شیرین رود را به دریا می گرفت و آب‌های شیرین در بستر رود را پس می‌زد،پهنای رود را چندین برابر می كرد. این نمود طبیعی در سر خلیج‌فارس جایی كه آب‌های اروند رود و كارون به خیلج فارس می ریزد، خیلی هویدا می‌شد، تا آنجا كه پیش از لایروبی كردن دهانه‌ی اروند رود با كشتی‌های لایروب در سده اخیر، پهنای دجله‌ی یك چشمه، هنگام برخاستن مد در دریا به ۱۲ كیلومتری می رسیده است.[۴۲]

شوری قلیایی بودن خاك آبادان زیاد است. در واقع زمین آبادان از قدیم الایام شوره‌زار بوده است. قدامه، ابوالفرج بن جعفر در«كتاب الخراج»به سال ۳۱۶ هجری قمری درباره‌ی آبادان می نویسد:«و منزلگاه‌های راه عمان تا بصره، سبخه كه شوره زاریست میان عمان و بحرین ... عبادان است.» دیگر جغرافی‌دانان مسلمان مانند ابن بطوطه و زكریای قزوینی ادعا كرده‌اند كه آبادان دارای زمین‌های شور بوده است. از عوارض مهم در تشكیل خاك شور، آب و هوای خشك آبادان بوده است. در آبادان تبخیر به شدت زیادبوده و باتوجه به كمی بارندگی غالباً املاح محلول به طرف سطح خاك در جریان بوده و در نتیجه خاك‌های شور در جزیره گسترش یافته‌اند. ولی امروزه از میزان شوری خاك آبادان كاسته شده است.

خشبات
انتهای اروند رود، آنجا كه آب رودخانه به خلیج فارس می ریزد، از قدیم الایام تنگ بوده است و برای جلوگیری از مخاطراتی كه برا ی كشتی‌ها بوجود می آمده، وسیله‌ای نصب كرده بودند به نام «خشاب»(xasbat)یا«خوشاب»(xosab)اصطخری در سال۳۴۰ هجری قمری به ذكر دریای پارس كه می‌رسد می گوید:

«و جایگاهی هست كی آن را خشباب گویند. از عبادان تا آنجا شش میل باشد. آب دجله آنجا به دریا ریزد و آب تنك شود، و كشتی را مخاطره باشد. و درین جایگه چوب‌ها فرو برده‌اند و بر آن مبنایی ساخته و دیدگاهی ساخته‌اند كی ناطور آنجا نشیند و به شب آتش كند تا از دریا به وی بازیابند و بدانند كی مدخل دجله كجا است و جایگاهی مخوفست. چون كشتی آنجا رسد ترسند كی بشكند از تنگی آب.»

ابوریحان بیرونی در سال ۴۰۰ هجری قمری در كتاب «القانون المسعودی» می نویسد كه«عبادان فم الخشباب فی مصب دجله و انبساطها فی بحر فارس». یعنی آبادان دهانه خشباب در مصب دجله است و گسترش آن در دریای پارس می باشد.

ناصر خسرو قبادیانی در «سفرنامه» خود كه از كهن‌ترین سفرنامه‌های فارسی است وجود این خشباب‌ها را چنین توصیف نموده است.

«در آنجا برج‌های بلندی در دهانه دریا قرار داشته كه بر فراز آن برای راهنمایی كشتی‌های چراغ در آبگینه می افروختند تا باد نتواند آن را خاموش كند.»

سپس صفت خشباب را چنین تشریح می‌كند:
«چارچوب است عظیم از ساج، چون هئیت منجنیق نهاده‌اند، مربع، كه قاعده‌ی آن فراخ باشد و سر‌آن تنگ، و علو آن از روی آب ۴۰ گز باشد و بر سر آن سفال‌ها و سنگ‌ها نهاده‌، بعد از آن كه آن را با چوب به هم بسته و بر مثال سقفی كرده و بر سر آن چهار طاقی ساخته كه دیده‌بان بر آنجا شود.»

علت به وجود آمدن آنها به زعم وی گیرندگی خاك و تنكی آب است، چنان كه آورده است:«...در آن حدود كه آن است خاكی گیرنده است و دریا تنك، چنان كه اگر كشتی بزرگ به آنجا رسد، بر زمین نشیند و كس نتواند خلاص كردن.»

ناصر خسرو در بیان این كه این خشبات‌ها در چه زمانی و توسط چه كسانی ساخته‌شده‌اند، به گفته مردم محل استناد می‌كند و می نویسد:«مردم محل، ساختن این فانوس‌های دریایی را به پادشاهان باستانی نسبت می دادند.»در هیچ كتابی درباره ساختن این خشبات‌ها در دوره اسلامی سخنی نمی بینیم، پس باید پذیرفت كه تاریخ ساختن آنها دست كم به دوران قبل از اسلام باز می‌گردد. می توان گفت كهن‌ترین چراغ‌های راهنمایی جهان باستان، علاوه بر مناره اسكندریه، همین خشبات‌ها بوده‌اند كه ایرانیان باستان برای راهنمایی كشتی‌ها در شمال غربی خلیج فارس برپا می‌كردند و شب‌ها بر فراز آنها چراغ آبگینه ها را روشن می‌كردند، تا كشتی‌ها راه را گم نكنند و به گل ننشیند.

بنابراین خشباب یا خوشاب یك فانوس(فار یا فاروس)دریایی از چوب ساج بوده كه به شكل منجنیق و یك هرم ناقص ساخته شده. ارتفاع این خشبات‌ از سطح دریا ۴۰ متر بوده و از سفال و سنگ در بنای آن استفاده می شد. مراقبان در چهار طاق بالای فانوس به طور تمام وقت از آن مراقبت می‌كردند اهمیت محافظت از آن به دلیل مواردی چون خطرات طبیعی به دزدان دریایی و یا تمام شدن سوخت آنها بود. فاصله آن را تا شهر عبادان دو فرسنگ، ۱۰ فرسنگ و شش میل بیان كرده‌اند. آخرین خشبات را در سال ۶۴۴ هجری قمری (۱۲۴۴ میلادی ) دیده‌اند.

اما به نظر می‌رسد كه پس از این تاریخ هم خشبات وجود داشته است.

محمد بن نجیب بكران در سال ۱۰۱۰ هجری قمری می‌گوید:

«و موضعی دیگرست هم درین دریای عمان، كه كشتی را آنجا خوف باشد و آن بر ۲ فرسنگی عبادان است، آنجا كه دجلهٔ بغداد بدین دریا می رسد و آن موضع را خشبات گویند و كشتی آنجا بر زمین نشیند، مگر به وقت مد دریا.» همچنین بار تولد در كتاب«تذكره جغرافیای تاریخی ایران» در اوایل قرن بیستم میلادی به شرح بین النهرین كه می‌رسد بیان می كند:

«مسیر عمده‌ی دجله در نزدیكی قریه عبادان بر راهی كه از بصره به عمان می رفت در دوازده فرسخی بصره به دریا می ریخت. در دو فرسخی عبادان لنگرگاه خشبات(یعنی ابنیه چوبی)واقع بود كه از آنجا به كشتی سوار می شدند.»

 

 

منبع: http://www.aftabir.com

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.