شماره تلفن تماس با ما

051-34225776

 

My title

ایران 4

ایران 4

ایران كشور پهناوری در جنوب غربی آسیا است كه نزدیك ۱۶۴۸۰۰۰ كیلومتر مربع پهناوری دارد نام ایران یادآوری كوچ مردمانی با نام آریایی به این سرزمین است كه پیش از آن ها نیز مردمانی با تمدنی باشكوه در آن می زیستند

▪ امپراتوری جهانی
كوروش فرزند كمبوجیه از قوم پارس و ماندانا، دختر آزیدهاگ، پادشاه ماد، بود كه به جنگ پدربزرگش رفت، او را شكست داد، هگمتانه را گرفت و دودمان هخامنشی را در سال ۵۵۰ پیش از میلاد، بنیان نهاد. چندی بعد، كرزوس، پادشاه لیدی، علیه كوروش به پا خواست. از این رو، كوروش به آسیای صغیر لشكر كشید و سارد، پایتخت لیدی، را گرفت. پادشاه هخامنشی در سال ۵۳۸ پیش از میلاد، بابل را به دست آورد و همه‌ی اسیران و بردگان را آزاد كرد و فرمان داد هیچ خانه‌ای ویران نشود، مال هیچ‌كس چپاول نشود و همه آزاد باشند. سرانجام كوروش در درگیری با ماساژت‌ها كه با فرمان‌روایی یك زن علیه او هم‌گام شده بودند، كشته شد.

داریوش اول، داریوش بزرگ، كارهای مهمی برای گسترش امپراتوری هخامنشی انجام داد. فرمان به ساختن راه شاهی و ایجاد چاپارخانه، ارتباط ایالت‌ها (ساتراپ‌ها) را آسان كرد و ضرب سكه استاندارد و قانون‌های عادلانه برای دریافت مالیات باعث رونق بازرگانی شد. داریوش بازرسانی داشت كه به ساتراپ‌ها فرستاده می‌شدند و به كار نیروهای دولتی نظارت می‌كردند. داریوش به كمك فینیقی‌ها ارتش ایران را به كشتی‌های جنگی تجهیز كرد و برای نخستین بار ارتباط بین دریای سرخ و مدیترانه را از راه نیل برقرار كرد. در زمان او پهناوری قلمرو ایران به بالاترین اندازه‌ی خود رسید.

در زمان داریوش برخوردهایی بین ایرانی ها و یونانی ها رخ داد. داریوش در جنگ اول كاری از پیش نبرد، در جنگ دوم ، نبرد ماراتن، شكست خورد و جنگ سوم را به علت شورشی در مصر نیمه كاره رها كرد. پس از او خشایارشاه توانست به آتن پا بگذارد. اما داریوش سوم، نتوانست در برابر هجوم لشكریان اسكندر مقدونی مقاومت كند و در اثر خیانت یكی از سردارانش كشته شد. سرانجام، تخت جمشید در ۳۳۱ پیش از میلاد به دست اسكندر افتاد و فرمان‌روای كینه‌جو آن را به آتش كشید.

▪ پایان اشغال‌گری و شكوه دوباره
در ۳۲۳ پیش از میلاد، اسكندر در شهر بابل بیمار شد و درگذشت. یكی از سرداران او به نام سلوكوس جانشین اسكندر شد و شهر سلوكیه را به عنوان پایتخت خود بر ساحل غربی دجله در برابر شهر بابل بنا كرد. سلوكی‌ها نزدیك ۷۶سال در ایران فرمان‌روایی ردند. سرانجام، آخرین پادشاه سلوكی، آنتیوخوس هفتم، طی جنگ با فرهاد دوم اشكانی در هگمتانه كشته شد. اشكانیان توانستند سلوكی‌ها را از ایران بیرون برانند و امپراتوری نیرومند اشكانی را به وجود آورند. جنگ‌های اشكانیان با رومی‌ها، آنان را فرسوده كرد و سرانجام آخرین پادشاه اشكانی، اردوان پنجم، در ۲۲۶ میلادی طی جنگی با اردشیر بابكان ساسانی كشته شد.

اردشیر بابكان آیین زردشت را در سراسر ایران رسمی اعلام كرد و دستور گردآوری دوباره‌ی اوستا را داد. پس از او شاپور اول به تخت نشست و طی جنگی امپراتور روم، والریانوس، را اسیر كرد. شاپور اول شهری به نام گندی‌شاپور را در شرق شوش و جنوب شرقی دزفول بنا كرد. دانشگاه گندی‌شاپور، كه نخستین دانشگاه جهان به شمار می‌آید، در زمان خسرو انوشیروان به شكوفایی رسید. هم‌چنین در این دوره، بزرگ‌ترین كاریزها(قنات‌ها) ساخته شد كه برخی از آن‌ها هنوز هم در فلات ایران به كشاورزان سود می‌رسانند. فرش بافی به صورت یك صنعت درآمد. موسیقی نیز جنبه علمی‌تری پیدا كرد و موسیقی‌دانان بزرگی مانند باربُد و نكیسا در زمان خسرو پرویز به شكوفایی رسیدند.

▪ بر آمدن اسلام
در زمان سلطنت انوشیروان به سال ۵۷۱ میلادی، محمد(ص) در مكه به دنیا آمد. در آن زمان بیشتر شبه جزیره‌ی عربستان بخشی از امپراتوری ساسانی بود. در زمان خسرو پرویز جنگ‌های دراز با رومیان به هرج و مرج در دربار ساسانی و سرانجام قتل خسرو پرویز منجر شد. پس از خسرو پرویز چند زن درباری بر ایران حكومت كردند. افزایش فساد مالی و اختلاف طبقاتی و بستن مالیات‌های سنگین بر مردم، كه از زمان خسرو پرویز شدت گرفته بود، مردم را از حكومت جدا كرد. از این رو، هنگام حمله عرب‌های مسلمانان به ایران، انگیزه‌ی دفاع به شدت سست شده بود. عرب‌های مسلمان سپاه ایران را در جنگ قادسیه(۱۳ قمری/۶۳۷ میلادی)، جلولاء و نهاوند(۲۱ قمری/ ۶۴۴ میلادی) شكست دادند و تیسفون(مدائن) پایتخت ساسانیان، را فتح كردند. با این همه، پس از كشه شدن یزگرد سوم، نزدیك بیست سال به درازا كشید تا همه‌ی ایران به‌جز كابل و مكران و بخش‌هایی از سیستان به دست عرب‌ها افتاد.

ایرانیان هرچه با قرآن و آموزه‌های اسلام بیش‌تر آشنا می‌شدند، به این دین گرایش‌ بیش‌تری پیدا می‌كردند. آنان به درستی دریافتند كه اسلام دین آگاهی و دانش است. از این رو، كتاب‌هایی كه در نتیجه‌ی سال‌ها كوشش دانشمندان ایرانی در دانشگاه گندی‌شاپور به زبان پهلوی ساسانی نوشته یا از هندی و یونانی به پهلوی ترجمه شده بود، به زبان عربی برگردانده شد و پایه پژوهش‌های بعدی قرار گرفت. پیش‌تازی ایرانیان در دانش‌اندوزی و گسترش دانش به اندازه‌ای بود كه ابن خلدون، جامعه‌شناس و تاریخ‌نگار عرب در مقدمه‌ی تاریخ خود می‌گوید :" جای شگفتی است كه در جامعه‌ی اسلامی، چه در علوم شرعی و چه در علوم عقلی، اغلب پیشوایان علم ایرانی بودند. جز در مواردی نادر و اندك و چنانچه برخی از آنان منسوب به عرب بودند، زبانشان فارسی و محیط تربیتشان ایرانی بود. "

در زمان عباسیان برخی از ایرانیان از جمله خاندان برمكی به مقام وزارت رسیدند. آنان دانشگاهی را به نام بیت‌الحكمه(خانه‌ی دانش) در بغداد درست كردند. خاندان بختیشوع در زمینه پزشكی، نوبخت اهوازی در زمینه نجوم و ریاضی، سیبویه در زمینه دستور زبان عربی، ابن ماجه در زمینه حدیث، ابوعبد۶۵۰۱۰; خوارزمی و فرزندانش در زمینه ریاضی از جمله‌ی ایرانیانی بودند كه در آن دانشگاه خوش درخشیدند. همین ایرانیان بودند كه پایه‌های تمدن اسلامی را بنیان نهادند و آن را شكوفا كردند.

▪ فرمان‌روایی ایرانیان
اسلام برتری را به پرهیزكاری و درست‌كاری می‌داند، اما خلیفه‌های اموی و عباسی، كه به دروغ خود را جانشینان راستین پیامبر اسلام(ص) می‌خواندند، ایرانیان را موالی، یعنی برده‌های آزادشده، نامیدند. از این رو، ایرانیان مبارزه با سلطه‌ی عرب بر ایران را آغاز كردند. ز زمانی كه امام رضا(ع) به ایران پا نهاد، ارادت ایرانیان به خاندان پیامبر بیش‌تر شد و اراده‌ی آن‌ها در مبارزه با خلیفه‌های عباسی با شهادت ایشان به دست مامون عباسی افزایش یافت. طاهر بن ‌حسین در سال ۲۰۷ هجری قمری، در نمازجمعه نیشابور اعلام كرد كه مامون را جانشین پیامبر نمی‌داند و حكومت طاهریان را در خراسان بنیان نهاد. او و فرزندانش بیش از پنجاه سال از نیشابور تا مرو را در اختیار داشتند. در همین دوران، یعقوب لیث صفار، كه خود را از نسل ساسانیان می‌دانست، با نام حكومت صفاریان بر سیستان، كرمان و فارس فرمان می‌راند.

سه خاندان ایرانی به نام‌های آل بویه(فرزندان بویه‌ی ماهی‌گیر)، آل زیار(فرزندان زیار كه خود را از نسل بهرام گور می‌دانستند) و باوندیان(كه خود را از نسل كیوس، برادر انوشیروان، می‌دانستند) در مازندران و گیلان قیام كردند. در این میان، یكی از فرزندان امام سجاد(ع) به نام حسن ‌بن ‌زید به خاطر سختگیری دستگاه خلافت بر علویان(شیعیان) راهی مازندران(طبرستان) شد و مردم دوست‌دار خاندان پیامبر به گرد او جمع شدند. به این ترتیب، حكومت علویان طبرستان شكل گرفت.

فرزندان بویه ماهی‌گیر، علی، حسن و احمد، در سال ۳۳۴ هجری قمری بغداد را فتح كردند و خلیفه وقت، المستكفی، را بركنار و كور كردند. به دستور این سه برادر همه‌ی بغداد سیه پوش شد، به یاد امام حسین(ع) یك روز آب ننوشیدند و پس از دو سده و نیم كه از شهادت آن حضرت می‌گذشت، مجلس عزاداری ایشان برپا شد.

در سال ۲۶۱ هجری قمری امیر اسماعیل، از نوادگان سامان كه نسبت وی به بهرام چوبین می‌رسید، در بخارا حكومت سامانیان(۸۹-۲۶۱ قمری) را بنیان نهاد. سامانیان در دوره‌‌ی شكوه خود بر خراسان، گرگان و طبرستان و ری و حتی سیستان و بلخ فرمان می‌راندند. بیشتر امیران سامانی با آیین كشورداری به خوبی آگاه بودند و شاعران و دانشمندان را گرامی می‌داشتند. رودكی، شهید بلخی، دقیقی و كسایی مروزی از جمله شاعران مورد توجه آنان بودند. ابن سینا مدتی را در دربار سامانیان بود و كتابخانه‌ی بزرگی را در بخارا ایجاد كرد.

▪ فرمان‌روایی بیگانگان
استخدام ترك‌های غزنوی در حكومت سامانی وچیرگی آرام‌آرام آن‌ها بر كارها باعث شد دودمان سامانی رفته رفته سست شود و سرانجام به دست آنان سقوط كند. سبكتكین، غلام ترك دربار سامانی، در سال ۳۹۰ قمری حكومت غزنویان را در غزنین (در افغانستان فعلی) به وجود آورد. غزنویان ۲۲۴ سال بر افغانستان، خراسان، سیستان و بخش‌هایی از هند حكومت كردند. محمود غزنوی بزرگ‌ترین پادشاه غزنوی بود كه چند بار به هند لشكر كشید و ثروت هندیان را غارت كرد. او هرچند به دروغ ادعا می‌كرد از فرزندان ساسانیان است و شاعران پارسی‌گو را محترم می‌شمارد، به اثر بزرگ فردوسی، شاهنامه كه گنجینه‌ی تاریخ اسطوره‌ای ایران است، توجه نشان نداد.

تركان سلجوقی گروهی از قبیله‌هایی بودند كه در تركستان، آسیای مركزی، زندگی می‌كردند. آنان حدود ۱۸۳ سال بر سرزمین پهناوری شامل بخش‌هایی از روسیه، ایران، شام، چین و هندوستان فرمان می‌راندند. طغرل بیك معروف‌ترین پادشاه آنان بود كه در سال ۴۴۷ هجری قمری بغداد را فتح كرد و خلیفه‌ی عباسی را زیر فرمان خود گرفت. پس از او آلپ ارسلان به قدرت رسید كه ارمنستان را فتح كرد و دولت روم را باج گزار خود كرد. امپراتوری سلجوقی در زمان ملكشاه به اوج قدرت خود رسید. او دانشمندان و هنرمندان را تشویق می‌كرد و در زمان او بود كه خواجه نظام الملك، وزیر ایرانی، مدارس نظامیه را برپا كرد. عمر خیام نیشابوری نیز در همین زمان می‌زیست و گاهشمار مشهور به تقویم جلالی را سامان داد.

 

 

منبع: http://www.aftabir.com

دسته ها: ایرانگردی

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.