شماره تلفن تماس با ما

051-34227301

 

My title

ماركو مسافر مشرق زمین

ماركو مسافر مشرق زمین

منظره‌ای كه پیش روی مرد جوان بود نفس او را در سینه حبس كرد. پیش روی او شهری بود باشكوه‌تر از هر آنچه تا آن زمان دیده بود. زیبایی شهر بیننده را به توهم می‌‌انداخت كه بهشت را نظاره می‌‌كند. معابر عمومی بالاتر از سطح زمین درست شده بودند. تفریحگاه‌های عمومی و بسیار زیبا در نقاط مختلف شهر بود. بر روی كانال‌ها صدها پل منحنی شكل بنا شده بود و بعضی از این پل‌ها آن‌قدر بزرگ بودند كه دكل‌های كشتی‌ها از زیر آن‌ها می‌‌گذشتند. سیستم فاضلاب شهر، پلیس و جوخه‌های آتش‌نشانی و شبكه پستی همه در حد عالی بودند. همه این‌ها بسیار حیرت‌انگیز بود،‌به خصوص برای جوانی كه در ۷۰۰ سال قبل می‌‌زیست. این جوان ماركوپولو بود، یكی از بزرگ‌ترین ماجراجویان تاریخ و شهری كه ماركوپولو در خاطرات خود نوشت كه هانگ‌شو باشكوه‌ترین شهر در سراسر جهان است. به نظر او این شهر از پكن پایتخت امپراطوری چین نیز باشكوه‌تر بود ماركو یكی از اعضای همیشه در حال سفر پولوها بود. پیش از آنكه پای او در سال ۱۲۷۵ به چین برسد، پدرش نیكولو و عمویش ماتئو یازده بار پیش از آن به چین سفر كرده و دوباره به ونیز برگشته بودند. امپراطور از آنها قول گرفته بود كه دوباره به چین بازگردند.

آن‌ها به قول خود عمل كردند و ماركوی ۱۷ ساله را نیز همراه خود بردند. سفر سه ساله آن‌ها پرماجرا بود. از طریق دریای آدریاتیك به آیاس شهر كوچكی در خلیج اسكندرون رسیدند و از تنگه هرمز گذشته پا به ایران گذاشتند، از آنجا به بلخ سفر كردند و سپس به شهر واخان رسیدند، بعد به فلات پامیر، از پامیر به سوی كاشغر،‌یاركند و ختن حركت كردند. صحرای گوبی را پشت سر گذاشتند. در شهر سوچوپا قدم به خاك چین گذاشتند. ماركوپولو در دفتر خاطرات خود شرح می‌‌دهد كه چگونه در كوه‌های یخ‌زده با سرما جنگیدند، چگونه با طوفان شن، سیل و ریزش بهمن، مقابله كردند. ماركو در افغانستان مریض شد و آن‌ها یك سال ناچار به توقف شدند. راهزنان و یاغیان بر آن‌ها تاختند. تمام وقایع در خاطرات گران‌بهای ماركوپولو ثبت شد.

او درباره مردمانی عجیب و رفتار آن‌ها نوشت. از دیدن سنگ‌هایی سیاه كه وقتی نور بر آن‌ها می‌‌تابید مانند ذغال سنگ می‌‌سوخت و گرما پس می‌‌داد حیرت‌زده شد. مایعی را دید كه از زمین بیرون می‌‌آمد و به عنوان سوخت در چراغ‌ها به كار می‌‌رفت. ماده‌ای را دید كه قابلیت تبدیل به نخ را داشت و از آن پارچه می‌‌بافتند و سوختنی هم نبود.

كروكودیلی را وصف كرد كه ده پا طول داشت و آرواره‌هایش آن‌قدر باز می‌‌شد كه می‌‌توانست انسانی را ببلعد و گاو‌هایی وحشی به طول فیل و نارگیل‌هایی به اندازه سر انسان كه شیرابه‌ای گوارا به سفیدی برف داشت. امپراطور چنان تحت تاثیر مهمان جوان خود قرار گرفته بود كه او را با خود سوار بر فیل‌های سلطنتی به شكار می‌‌برد.

ماركو آزاد بود در قصر مرمرین او به شكار بپردازد. ماركو از دیدن حجاری‌های دیوارها،‌ آثار هنری و تشریفات امپراطور به شدت به وجد آمده بود.

در همان حال كه پدر و عمویش در حال داد و ستد و جمع‌آوری ثروت بودند ماركو ۱۷ ساله را صرف خدمت به امپراطور كرد كه او را به عنوان فرستاده مخصوص برگزیده بود و به نقاط مختلف مملكت می‌‌فرستاد او از برمه و هند نیز دیدن كرد و سه سال فرمانروای شهر (پانگ چاو) شد كه كارخانه‌های اسلحه‌سازی در آنجا بود و ۲۴ شهر كوچك‌تر زیر نظرش اداره می‌‌شد و سرانجام به مقام مشاور امپراطور در پایتخت رسید. حوالی سال ۱۲۹۲ بعد از ۲۵ سال ‌آن‌ها سوار بر كشتی مخصوص امپراطور به مقصد وطنشان حركت كردند. وقتی به ونیز رسیدند هیچ‌كس آن‌ها را نمی‌‌شناخت. خانواده و دوستانشان مدت‌ها بود كه به سفر ابدی رفته بودند. پولوها برای آنكه مردم را قانع كنند كه دروغ نمی‌‌گویند ضیافتی برپا كردند و بعد از آنكه مهمان‌ها كه در هویت و قبول ماجراهای آن‌ها تردید داشتند، خوردند و نوشیدند آن‌ها لباس‌های خود را كه در طول سفر پاره پاره شده بود آوردند درز‌های آن را گشودند و سیلی از جواهرات بر زمین جاری شد تا بیست سال زندگی پولوها در ونیز به خوبی می‌‌گذشت، اما رقابت شدید بازرگانی میان ونیز و جنوا مبدل به جنگی آشكار شد و ماركو به عنوان فرمانده نیروی دریایی منصوب شد، اما خود و كشتی‌اش به دست دشمن افتاد، او در زندان با استفاده از دفترچه یادداشت‌هایش به نوشتن خاطرات سفرش پرداخت.

این خاطرات را هم‌سفرش دیكته می‌‌كرد و او می‌‌نوشت. بعدها كه نخستین جلد این خاطرات به نام شرح و توصیف جهان منتشر شد، ناباوری همگان را برانگیخت حتی در سال ۱۳۲۴ میلادی، وقتی او در بستر مرگ بود كشیش با اصرار زیاد از او خواست تا اعتراف كند بعضی از خاطراتش دروغ بود اما او پیش از آنكه آخرین نفس را برآورد گفت: (بیش از نیمی از آنچه را كه دیدم، نگفتم)

 

 

منبع: http://www.aftabir.com

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.