شماره تلفن تماس با ما

051-34227301

 

My title

گردشگری در قرآن 3

گردشگری در قرآن 3

یكی از واژه هایی كه در رابطه با گردشگر ی و جهان گردی در قرآن مطرح شده است, واژه سیاحت است این كلمه با سایر اشكال آن در چند جای قرآن به چشم می خورد

در این جا می پردازیم به ارائه سیمانگاری قرآن درباره شماری از شخصیتهای الهی كه زندگی آنان همراه بوده است با سفرها و مهاجرتهای گوناگون:

●ابراهیم مهاجر
تاریخ نویسان, برای حضرت ابراهیم سه هجرت و مسافرت نقل كرده اند:

۱ . از زادگاهش بابل به سوی شام

۲ . از شام به مصر

۳. برگشت از مصر به شام.

البته این ها افزون از سفرهای پی درپی آن حضرت از فلسطین به مكه در جریان بردن هاجر و اسماعیل است.

قرآن در آیه های زیر به سفرها و هجرتهای ابراهیم اشارت می كند: (فآمن له لوط; و قال انی مهاجر الی ربّی, انه هو العزیز الحكیم.)۳۸

لوط به او ایمان آورد و گفت: من به سوی پروردگارم مهاجرت می كند; زیرا او پیروزمند و حكیم است. (ونجّیناه ولوطاً الی الأرض الی باركنا فیها للعالمین.)۳۹

او و لوط را رهانیدیم و به سرزمینی كه آن را بركت جهانیان قرار داده ایم, بردیم.

● سفرهای فرزندان یعقوب
یكی از قصه ها و داستانهای درس آموز و پرنكته قرآن, داستان حضرت یوسف است كه خداوند آن را (احسن القصص) نامیده و به گونه گسترده و ریز به پی گیری این قصه پرداخته است:

(این قصه ذكر پیغامبران و ذكر فرشتگان و پریان و آدمیان و چهارپایان و مرغان و سیر پادشاهان و آداب بندگان و احوال زندانیان و فضل عالمان و نقص جاهلان و مكر و حیلت زنان و شیفتگی عاشقان و عفت جوانمردان و ناله محنت زدگان و تلوّن احوال دوستان, و عداوت و شماتت خویشان در فرقت و وصلت و عزّ و ذلّ و غنا و فقر و اندوه و شادی و تهمت و بیزاری و امیری و اسیری, این همه نكته ها در این قصه بجامانده و در این قصه علم سرّ و علم فقه و علم تعبیر خواب و علم فراست و علم معاشرت و سیاست و تدبیر معیشت, در می آید و….)۴۰

در مجموع به سه سفر در آیات قرآن برای فرزندان یعقوب اشارت شده است:

۱ . نخستین سفر از كنعان به مصر به اتفاق همه فرزندان به جز بن یامین. (ده نفر).

۲ . دومین سفر به اتفاق و همراهی برادر یازدهمی به نام بن یامین.

۳ . و سومین سفر, فرزندان یعقوب به همراهی پدر برای دیدن یوسف و پایان قصه پرغصه.۴۱

قرآن, با اشاره به نكته های ریز این رفت وآمدها و سفرها, مسائل و مباحث تربیتی, اخلاقی, عاطفی و انسانی ظریفی را نیز در لابه لای آن گنجانده است.

یكی از پیامهای این سیر و سفرهای فرزندان یعقوب(ع) آن است كه:

درشرایط ناسالم اقتصادی و در تنگناهای معیشتی نباید به بهانه این كه در این جا زادم, ماندگار شد و تن به ذلّت و حقارت داد. بلكه باید رنج سفر و مسافرت را بر خود هموار ساخت و با برنامه ریزی و حفظ شؤون و ارزشهای انسانی و دینی با سایر شهرها و كشورها ارتباط و پیوند برقرار كرد و این مهم شدنی نیست, مگر با رفت وآمد و سیروسفر و شناسایی امكانات كشورهای مورد نظر.

●موسی و خضر (دو گردشگر ناهمگون)
موسی در مصر به دنیا آمد و در آن جا مدتی بزیست. در وی, از همان دوران نوجوانی و جوانی روحیه ستم ستیزی و مددرسانی به ستمدیدگان دیده می شد. بر اثر درگیری كه بین دو نفر سبطی و قبطی به وجود آمد و موسی به كمك سبطی شتافت و مرد قبطی را نقش بر زمین ساخت و روز دیگر نیز شبیه همین ماجرا تكرار شد۴۲, فرعونیان فهمیدند موسایی كه به دنبال آن می گشتند هموست; از این روی به جست وجو پرداختند تا دستگیرش كنند, موسی پس از آگاه شدن از این امر ترسان و نگران از شهر بیرون رفت: (فخرج منها خائفا یترقب قال رب نجّنی من القوم الظالمین.)۴۳

ترسان و نگران از شهر بیرون شد. گفت: ای پروردگار من, مرا از ستمكاران رهایی بخش.

این نخستین سفر موسی بود كه از مصر به سوی مدائن انجام گرفت و پیش از نبوت بود.

دومین سفر وی پس از ازدواج با دختر شعیب از مدائن به سوی مصر بود كه در طی همین سفر به مقام پیامبری رسید و خداوند برادرش هارون را به كمك موسی فرستاد تا همراه و همگام با یكدیگر مردم را از ستم فرعونی برهانند و آنان را به عبودیت حق رهنمون گردند.۴۴

سومین سفر موسی همراه با بنی اسرائیل به سوی بیت المقدس بود كه به قدرت خداونی دریا شكافته شد و موسی و همراهیان از آن گذشتند و فرعونیان در كام امواج دریا فرو رفتند و این خود آیت و نشانه ای شد برای عبرت و پندگیری آیندگان.

چهارمین سفر سرنوشت ساز موسی, كه به گردشگری و جهانگردی شباهت كامل دارد, آن بود كه: موسی برای دیدار و ملاقات با بنده شایسته خداوند حضرت خضر(ع) به سوی (مجمع البحرین) حركت كرد. وسایل سفر را فراهم ساخت و همراه یوشع بن نون, كه خدمتگزار او بود, به سوی این سرزمین به راه افتادند. هنگامی كه پس از چندی راه پیمایی به نقطه موعود رسیدند, موسی مردی را دید كه آثار نبوت درچهره اش پیدا و سیمایش از سماحت و تقوا حكایت می كرد. پس از صلح و سلام و آشنایی با خضر, موسی آمادگی خود را جهت فراگیری علم و دانش از خضر اعلام كرد. و خضر نیز با شرایطی آن را پذیرفت و سفر این دو پیامبر, كه نوعی جهانگردی نیز به شمار می رفت, آغاز شد۴۵. در لابه لای این سفر و گردش نكته های فراوانی است كه این نوشتار را گنجایش آن نیست. آنچه به عنوان ره توشه این سفر و گردشگری می تواند آموخت آن است كه برای ایجاد تبادل فرهنگی و آموختن علم و تجربه باید عزم را جزم كرد و رنج و سختی آن را نیز به جان خرید; زیرا (نابرده رنج گنج میسّر نمی شود.) ذوالقرنین (یا الگوی جهانگردان)

قرآن در آیات شانزده گانه سوره كهف از شخصی سخن می گوید كه سفرهای گوناگون به اطراف و اكناف جهان داشته و با جهان پیمایی به سوی شرق و غرب شتافته و آثاری از خود به یادگار گذاشته است. در این كه این جهانگرد با كدامین مرد معروف تاریخ برابر می شود, میان مفسران و مورخان گفت وگو بسیار است.

۱ . مراد از ذوالقرنین اسكندر مقدونی است؟۴۶

۲ . یكی از پادشاهان یمن به نام (تبع) بوده است؟۴۷

۳ . بزرگ ترین امپراطور چین است كه در تاریخ آمده است.۴۸

۴ . كورش پادشاه هخامنشی است؟۴۹

و نیز در این كه پیامبر بوده یا پادشاه و یا فردی شایسته و صالح و نیز چرا به او (ذوالقرنین) گفته اند, سخن بسیار است كه به بیان یك روایت از امام علی(ع) در این باره بسنده می كنیم: (قام ابن الكواء الی علی(ع) وهو علی المنبر فقال: یا امیرالمؤمنین اخبرنی عن ذی القرنین نبیّا كان ام ملكا؟ واخبرنی عن قرنه من ذهب من فضّهٔ؟ فقال له: لم یكن نبیّا ولا ملكا ولم یكن قرناه من ذهب ولافضّهٔ, ولكنه عبداً احب اللّه فأحبه الله ونصح لله ونصحه الله, وانما سمی ذالقرنین لأنه دعا قومه الی اله عزوجل فضربوه علی قرنه فخاب عنهم حیناً ثم عاد الیهم فضرب علی قرنه الآخر, وفیكم مثله.)۵۰

ابن كواء از امام علی(ع) كه بر فراز منبر نشسته بود پرسید: ای امیرمؤمنان به من گزارش ده كه ذوالقرنین پیامبر بود یا پادشاه؟ و شاخ او از طلا بود یا نقره؟

امام علی(ع) فرمود: نه پیامبر بود و نه پادشاه و شاخهای او هم از طلا و نقره نبود. او بنده ای از بندگان خدا بود كه محبت خدای در دل داشت و خدا هم او را دوست می داشت. خالصانه در راه خدا گام برداشت خداوند هم به او اخلاص و پاكی داد. علت نامیدن او به ذوالقرنین, آن بود كه قوم خویش به سوی خدا فراخواند, بر سر او ضربت زدند از میان آنان مدتی پنهان شد. دوباره پس از مدتی برگشت باز هم بر او ضربه زدند. و در میان شما مردم هم چنین فردی وجود دارد [اشاره به خود ایشان].

به هر حال, آنچه درباره این شخصیت می توان گفت, چند نكته است:

۱ . از آیات قرآنی بر می آید كه ذوالقرنین جهانگردی صاحب هنر و دیندار و هدفدار بوده و با عنایت و مدد خداوندی از وسیله سریع السیر و شتابنده ای نیز برخوردار بوده است كه دشت و هامون و كوه و كویر را درمی نوردیده و با این وسیله زمین پیما به شرق و غرب جهان آن روز گام نهاده است و زندگی پر تحرك و پركاری داشته كه گردشگری و سیر و سفر جزء اساسی و بنیادی آن را تشكیل می داده است.

۲ . وی با استفاده از ابزار مهندسی مدرن و پیشرفته زمان خودش, دست به ابتكارهای جالب و سازنده ای زده است كه ایجاد و احداث سدّآهنین همراه با مسّ گداخته و با شیوه مهندس دقیق از آن جمله است.

۳ . سرداری بزرگ و بزرگوار بوده كه در ایجاد سدّ بزرگ و سرنوشت ساز در منطقه كوهستانی هیچ گونه امكانات مالی و ابزاری از مردم نگرفته و فقط از بازوان پر توان مردم آن مرز و بوم سود جسته است.

۴ . از ویژگیهای سدّسازی او, استحكام و استواری و كیفیت ساخت آن بوده است كه راه نفوذ مفسدان منطقه به نام (یأجوج و مأجوج) را بسته و جلو جنایتها و غارتگریهای آنان را به كلی گرفته است.

۵ . از مجموع آیات می توان فهمید كه او سه سفر به سه سو داشته و از هر كدام خاطره ای نظر او را جلب كرده است:

الف. در سفر به غرب, منظره غروب خورشید در میان دریا او را به یادكارگاه ذوب فلزات انداخته و همین نكته می رساند كه او از هنرمندان و مهندسان زمان خویش بوده است.

این منظره در هنگام غروب خورشید كه تابش چند ساعته افق, دریا را كاملاً از بخار آب انباشته می كند و شعاع خورشید در فضای آب گونه بخار به رنگهای مشعشع جلوه می كند, بسیار دلربا و فریبنده است كه ذوالقرنین را نیز به سوی خود كشانده است.

ب. ذوالقرنین سفر خود به غرب را پایان داد, سپس عزم شرق كرد و در این مسیر راه پیمود تا به خاستگاه خورشید رسید. در این بخش از سفر به مردمی برخورد كرد كه در سطحی پایین از لحاظ فرهنگی می زیستند, با پوشش اندكی كه بدن آنها را در برابر آفتاب نمی پوشانید زندگی می كردند, خانه و مسكن نداشتند و از امكانات نخستین زندگی محروم بودند و به این منوال زندگی می گذراندند.

ج. سومین مرحله سفر و جهانگردی ذوالقرنین را قرآن این گونه ترسیم می كند: (ثم اتبع سببا, حتی اذا بلغ بین السدّین وجد من دونهما قوما لایكادون یفقهون قولاً, قالوا یا ذالقرنین ان یأجوج ومأجوج مفسدون فی الأرض فهل نجعل لك خرجا علی أن تجعل بیننا وبینهم سدّاً….)۵۱

باز هم راه را پی گرفت تا به میان دو كوه رسید, در پس آن دو كوه مردمی را دید كه گویی هیچ سخنی را نمی فهمند. گفتند: ای ذوالقرنین, یأجوج و مأجوج در زمین فساد می كنند, می خواهی خراجی برخود مقرر كنیم تا تو میان ما و آنها سدّی برآوری؟…

بدین سان درمی یابیم كه ذوالقرنین از شخصیتهایی بوده كه با عقل و درایت و مدیریت شایسته و بهره گیری از امكانات مادی و معنوی, بهترین و پیشرفته ترین استفاده ها را كرده و با سیروسیاحت و گردشگری و جهانگردی گامهای سودمند و سازنده ای در رفع محرومیتها و دفع جنایتها و تباهیهای جامعه خویش برداشته است.

پیام زندگی او به روایت قرآن مجید آن است كه: با تكیه بر قدرت لایزال پروردگاری و استفاده بهینه از نیروهای مردمی می توان در برابر بزرگ ترین باندهای تباهی و فسادآفرین ایستاد و با اقدامهای نوین و مبتكرانه جلو نفوذ و سلطه آنان را گرفت و تاخت و تاز آنان را محدود و مهار ساخت.

نیز از این داستان می توان آموخت كه در سیروسفر و گردش و جهان دیدن, با صحنه ها و نیازهایی روبه رو می شود كه او را وادار به تصمیم گیری و برنامه ریزی و طراحی می كند و چه بسا در این گونه سیروسفرها به ره آوردهای ابتكاری و دستاوردهای دست اول و نوپیدا نیز بتوان دست یافت كه با سالها مطالعه و آموزش ذهنی و علمی برابری كند.

● نكته پایانی
از جریان ذوالقرنین در قرآن به خوبی می توان آموخت كه گام نخست در زمینه گردشگری و جهان گردی برخورداری از امكانات و ابزار مناسب است: (انا مكنا له فی الارض).

در جهان امروز كه جهان ارتباطات نام گرفته, صنعت توریسم جایگاه ویژه خود را داراست. بهره برداری صحیح و سالم از این صنعت در كشور اسلامی ایران باید با الهام از قرآن و ارزشهای اسلامی همراه باشد و نخستین شرط موفقیت آن این است كه: زمینه های جذب توریست را فراهم آوریم و در چارچوب قوانین مذهبی و آداب و رسوم ملی, این صنعت مهم و سودآور را فعّال و پویا سازیم.

تهیه امكانات رفت و آمد, اسكان, نقل و انتقال و استفاده بهینه از فرصتهای به دست آمده, ایران اسلامی را در جهان امروز بهتر و بیش تر مطرح خواهد كرد و داوریهای بوقهای تبلیغاتی جهان استكبار را به كلی دگرگون خواهد ساخت. سرمایه گذاری در این صنعت و فراهم سازی اسباب و مقدمات مناسب با شأن و شكوه جمهوری اسلامی نیاز زمان و نظام ماست و این درسی است كه از قرآن می توان به خوبی آموخت: (انا مكنا له فی الأرض وآتیناه من كل شئ سببا فأتبع سببا.)۵۲

 

 

منبع: http://www.aftabir.com

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.