شماره تلفن تماس با ما

051-34227301

 

My title

نیشابور

نیشابور

نیشابور، بزرگ‌ترین مركز دانش اسلامی و گاهواره ارجمند‌ترین سخنوران و دانشمندان ایران بوده‌ و پس‌از بلخ، مرو و هرات، چهارمین شهر خراسان باستانی به‌شمار رفته است. مهم‌ترین صنایع دستی مردم نیشابور قالی بافی، فیروزه تراشی، سفال سازی، سبد بافی، و…. است. بیش تر مردم نیشابور از نژاد پیشین ایرانی و از تیره های پارسی هستند كه در گذشته های بسیار دور در این سرزمین مستقر شده اند. نیشابوری ها به زبان فارسی و لهجه محلی نیشابوری سخن می گویند. دانشمندان علم و ادبی، چون خیام و عطار نیشابوری، بر این خاك بالیده اند. مردم نیشابور مسلمان و پیرو مذهب شیعه جعفری هستند. شماری از پیروان اسماعیلیه در روستاهای نیشابور، به ویژه دیزباد سكونت دارند. نیشابوری ها مردمی متدین، زحمت كش و پاك اندیش اند.

سعی دارند از اخلاق ناپسند، كینه و دشمنی به دور باشند و به آب و خاك و مردم سرزمین خود علاقه‌مندند. نیشابور زادگاه گروهی از دانشوران و مردان نام‌دار تاریخ ایران از دوره های بسیار كهن است. در مكان كنونی نیشابور شهری به نام «ریوند» نام وجود داشته است كه در نبردی سهمگین میان ایرانیان و تورانیان در زمان هخامنشیان و اشكانیان با خاك یكسان می‌شود و شهرستان نیشابور توسط شاپور پسراردشیر بنا می‌شود.پس از اسلام ، شهر نیشابور ، به عنوان تای ایرانی بغداد در برابر آن آراسته می شود. ایرانیان چند هزار سال پیش از پیدایی یونان در شهرسازی خود به ردیف دیوارهای راست و كوچه و توالی خانه ها در امتداد معین دست یافتند كه باز خیلی زودتر از غربیان، آنان‌را به ساختن شهرهای شطرنجی راهنمایی كرده است. همه ایرانیان باتازیان جغرافی نویس نیز این را یادآور شده‌اند كه صورت شطرنجی نشاپود پدیده‌ای ایرانی است، اما برخی از پیروان یونان این را نیز پدیده ای یونانی می‌دانند كه اسكندر با خویش به ایران آورد كه استناد علمی ندارد.

صنایع دستی شهرستان نیشابور، مشتمل بر فرش بافی، پارچه بافی، فیروزه تراشی ،سفال سازی و سبد بافی است. از روزگاران كهن فرش بافی در استان خراسان به ویژه نیشابور رایج بوده است. بافت فرش به ۲ گونه است بافت فارسی و بافت تركی. نقشه هایی كه در این شهرستان رایج است لچك ترنج ساده، افشان شاه عباسی، لچك ترنج پر، بته جقه ای، گل فرسنگ، اردبیلی، یا شیخ صفی،اسلیمی، درختی و نكارگاه، پشتی بافی نیز بین قالی بافان رایج است.

فیروزه تراش یا شناخت گونه های فیروزه از هنرهای مهم و باارزش در شهرستان نیشابور است. تراش فیروزه به گونه‌های پیكانی، مسطح از جمله تراش‌هایی‌است‌كه علاقه‌مندان زیادی دارد. بازار مصرف این هنر علاوه بر درون استان و شهرستان نیشابور از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است.در برخی نقاط این شهرستان كارگاه‌های پارچه بافی سنتی كه به تهیه كرباس، چادرشب، و ملحفه مشغول هستند. كرباس های سفید و ظریف بافته می‌شود كه علاوه بر پیراهن و زیر شلواری در تهیه سفره، شمد، حوله، قطیفه نیز از آن استفاده می كنند.

●مکان های دیدنی و تاریخی
آرامگاه خیام در شمال امام زاده محمد محروق، بارگاه امام‌زاده محمد محروق (محمد بن زید بن علی ین حسین)، مسجد جامع‌نیشابور، آرامگاه فریدالدین عطار نیشابوری، آرامگاه كمال الملك نقاش یا محمد غفاری، بقعه قدمگاه در راه نیشابور – مشهد و كاروان‌سرای صفوی برخی از مكان های تاریخی و دیدنی این شهرستان را تشكیل می‌دهند.

●صنایع و معادن
كارخانه‌های‌قند، پنبه‌پاك‌كنی و كولر سازی نیشابور دارای اهمیت است. نیشابور دارای معادن نمك، فیروزه، تالك، كائولن و سنگ آهك است و فیروزه تراشی یكی از مهم‌ترین صنایع این شهرستان به شمار می‌آید.

●کشاورزی و دام داری
اقتصاد این شهرستان برپایه‌كشاورزی، دام‌پروری و صنایع استوار است. مهم ترین فرآورده های آن گندم، جو، ذرت، پنبه، باقلا، عدس، لپه، ماش، نخود، صیفی‌جات، میوه های گوناگون و فرآورده های دامی است. پرورش دام در این ناحیه به گونه سنتی و صنعتی رواج دارد عمده ترین دام هایی كه در نیشابور پرورش داده می شود، شامل گوسفند، بز، گاو،‌ گاومیش، شتر،‌ اسب و استر است. پرورش مرغ به روش سنتی و صنعتی در نیشابور معمول بوده و از جایگاه خوبی برخوردار است.

●مشخصات جغرافیایی
شهرستان نیشابور، با پهنه ای حدود ۹۳۰۸ كیلومتر مربع، در شمال خراسان رضوی،از نظر جغرافیایی در ۳۶ درجه و ۱۲ دقیقه پهنای شمالی و ۵۸ درجه و ۴۸ دقیقه درازای خاوری و بلندی ۱۱۹۳ متر از سطح دریا قرار دارد. این شهرستان از شمال به شهرستان های چناران و قوچان، از باختر به شهرستان سبزوار، از خاور به شهرستان های مشهد و چناران و از جنوب به شهرستان های تربت حیدریه و كاشمر محدود است. آب و هوا در دامنه ها معتدل و در نواحی پست، اندك‌اندك بر گرما و خشكی هوا افزوده می شود. شهرستان نیشابور پوشش گیاهی گوناگونی را داراست. در بخش كوه‌پایه ای، گیاهانی مانند ریواس، كمای و دانه شور و در بخش دشتی تاغ، گز و جنگل های دست ساز برای تثبیت شن های روان وجود دارد. در سرشماری سراسری سال ۱۳۷۵ جمعیت شهرستان نیشابور ۴۱۲۹۰۴ نفر برآورد شده كه از این تعداد ۱۵۸۸۴۷ نفر در مركز این شهرستان زندگی می‌كردند.

●وجه تسمیه و پیشینه تاریخی
نام این شهر در اوستا «رئونت» آمده و به معنی دارنده شكوه و جلال است. این واژه در گذر زمان و دگرگونی زبان اوستایی به پهلوی به «رای‌اومند» تبدیل شد. در نبشته های پهلوی، این واژه به عنوان صفتی برای خداوند آمده است و در سر آغاز بیش تر نامه های پهلوی به چشم می خورد. از این رو می توان دریافت كه آن شهر باستانی تا چه پایه نزد ایرانیان ارجمند بوده است، كه با چنین صفتی از آن یاد می كنند. هم اكنون نیز بخش باختری نیشابور تا مرز سبزوار «ریوند» نام دارد و در دوران اسلامی نیز بزرگانی از آن برخاسته اند، كه در آثار اسلامی، از آن یاد شده است. این نام، در شاهنامه به گونه «ریونیز»‌ به عنوان محلی که در یكی از نبردهای میان ایرانیان و تورانیان ویران گشته، آمده است. بر اساس متن کهن «نامه شهرستان های ایران» این شهر در زمان شاپور اردشیر ساسانی دوباره ساخته شده است. در این نامه از نیشابور به نام «نیوشاپوهر» یاد شده است. از سویی در همین دوره پارتیان ساکن خراسان، که از چیره گی اردشیر خشنود نبودند، با ماندن نام پسر اردشیر بر شهرستان هم رای نبوده و بدین روی صفت «ابرشهر» (به معنی شهر برین) را بر آن نهادند و در پاره ای از نبشته های پهلوی، این نام به گونه «اپر شتر» آمده است. این نام به گونه ای همان نام پیشین را، كه به معنی «دارنده شكوه بود» به یاد می آورد. در نوشته های پس از اسلام نیز پیش از آن كه نام «نیشابور» آید، «ابر شهر» آمده و برخی از نویسنده گان این زمان نیز در معنی آن بلندی زمین را دلیل دانسته اند.

نیشابور در روزگار پادشاهی یزدگرد دوم (۴۳۸- ۴۵۷ م) از لحاظ اهمیت در شمار شهرهایی چون مرو و سمرقند در دروه های بعدی بوده است. پیدا شدن سكه های ساسانی در ویرانه های گوناگون نیشابور، خود نشان دهنده اهمیت این شهر در آن دوران است. نیشابور در سال ۳۱ هـ . ق، در روزگار عثمان گشوده شد. شش سال بعد، در زمان خلافت حضرت علی(ع) گروهی از ایرانیان زرتشتی نیشابور شورش كردند، ولی این مخالفت زود گذر و ناپایدار بود.

نخستین امیر ایرانی كه در نیشابور پس از اسلام تخت نهاد، ابومسلم مروزی سپهبد جوانمرد ایرانی بود، كه در سال ۱۳۱ هـ . ق، به یاری سپاه خراسان بنی امیه را پس از یك سده ستم، از پهنه زمین بزدود. پس از او سنباد گبر نیشابوری به خونخواهی ابومسلم، از نیشابور برخاست و چند سال با سپاهیان بنی عباس جنگید و سال ها (تا ۱۳۸ هـ . ق) خاور ایران را از دستبرد عباسیان ایمن داشت.

طاهریان از سال ۲۰۶ هـ . ق، نام مامون را از خطبه های نماز انداختند و نیشابور را پایتخت خود كردند. یعقوب لیث صفاری در سال ۲۵۹ هـ . ق، بازمانده طاهریان را در نیشابور شكست داد و چندی نیز در نیشابور زیست. پس از شكست عمرولیث از امیر اسماعیل سامانی در سال ۲۸۷ هـ . ق، بخارا پایتخت خراسان شد و همواره از سوی ایشان امیری بر نیشابور فرمان می راند.

سلجوقیان هر از گاهی نیشابور را پایتخت خود قرار داده اند. در این بین آلب ارسلان، ملكشاه و سنجر بیش تر در این شهر به سر برده اند. در هجوم غزنویان به سال ۵۴۹ هـ . ق، به علت پایداری مردم که به فرمان پیشوای مذهبی خویش امام محمد یحیی عمل کردند، شهر را به آتش كشیدند، كتابخانه ها را چپاول كردند و كتاب ها را سوزاندند. در حمله مغول (۶۱۸ هـ . ق)، به فرمان تولی – پسر چنگیز – به علت کشته شدن داماد چنگیز به تیر نیشابوریان، مردم و حتی سگ و گربه های شهر را كشتند. پس از یورش تولی خان و با خاك یكسان شدن شادیاخ، شهر جدید نیشابور، در شمال شادیاخ و شاید در روی ویرانه های نیشابور پیشین پی افكنده شد. ۵۹ سال بعد شهر جدید نیز در زلزله ای که خرابی هایش از خرابی های لشگریان چنگیزی كمتر نبود به طور تمام ویران گشت. در ۶۹۵ هـ . ق، با ورود غازان خان به خاك خراسان، فصل نوینی در پیشینه این شهر آغاز شد. این بار باز در همان محل یا پیرامون ویرانه های نیشابور باستانی، شهر جدیدی بنیاد نهاده شد، كه می توان آن را نیشابور جدید نام نهاد. در اواخر حكومت ایلخانان مغول در ایران، نیشابور جزو قلمرو سربداران سبزواری شد و در سال ۷۸۲ هـ . ق نظر به این كه خواجه علی موید، آخرین فرمانروای سربداران، اطاعت تیمور لنگ را گردن نهاد، نیشابور از خرابی های تیمور رهایی یافت.

با پیشرفت روز افزون مشهد از لحاظ مهمترین شهر زیارتی شیعیان در دوران صفوی، نه تنها نیشابور كمتر مورد توجه بود، بلكه همانند هرات و مشهد در خطر یورش اوزبكان و تركمانان و سرانجام افغانان بود. نخستین یورش افغان ها در پایان پادشاهی شاه سلطان حسین، سبب خرابی استحكامات و پاره ای از ساختمان های نیشابور شد. در ۱۱۶۰ هـ . ق، به دنبال كشته شدن نادر شاه افشار، یكی از سردارانش به نام احمد خان ابدالی، كه بعدها به احمد شاه درانی سرشناس شد، پس از چند بار نبرد، نیشابور را گرفت و خرابی های بسیار به بار آورد. وی عباسقلی خان بیات را به حكومت آن جا منصوب گردانید، عباسقلی خان در نیشابور با دلسوزی و مردم نوازی گروهی از رنجبران و كشاورزان فراری شهر را تشویق به بازگشت كرد و به ساختن دیوار شهر و بازسازی پاره ای از خرابی ها همت گماشت. با این حال نیشابور اهمیت پیشین خود را پیدا نكرد تا آن كه در سده ۱۳ هـ . ق، به دست قاجاریان افتاد

 

 

منبع: http://www.aftabir.com

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.