شماره تلفن تماس با ما

051-34227301

 

My title

پوشش گیاهی هامون

پوشش گیاهی هامون

گياهان علاوه بر جايگاه محوري خود در چرخه حيات، نقش بسيار مهمي در زندگي ، اقتصاد، محيط زيست و تاريخ تمدن بشري ايفاء كرده و از منابع مهم توسعه هر كشوري محسوب مي شوند. پايداري اكوسيستم ها و سيستم هاي توليد نيز شديدا تحت تأثير ميزان و تنوع ذخاير گياهي است. تالاب ها نيز به عنوان يكي از اكوسيستم هاي پر توليد، حاوي ذخاير ارزشمند گياهي است كه بايد مورد شناسايي و حفاظت قرار گيرد. بدين منظور، ليست پوشش گياهي تالاب هامون براساس پيمايش هاي ميداني و مستندات موجود  در جدول  ارائه شده است.

 

تنوع و ارزش هاي مختلف گياهي
گياهاني كه از منطقه جمع آوري و شناسايي شده اند؛ شامل 28 گونه از 22 جنس كه مربوط به 13 تيره مي باشند. تيره Poaceae با تعداد 10 گونه و 7/35 درصد به ترتيب بيشترين تنوع گونه اي و فراواني را به خود اختصاص داده است .
از بين گونه هاي معرفي شده 10 گونه خاصيت داروئي، 19 گونه خاصيت علوفه اي و 11 گونه صرفا به منظور بيابان زدايي به كار مي روند.
جدول: تعداد گونه و فراواني گياهان موجود در هامون طي دوره ترسالي

 

بررسي فرم هاي رويشي گياهان
فرم رويشي يك گياه در واقع نحوه رويش آن است كه تحت تأثير پارامترهاي محيطي؛ ميزان نور، مواد غذايي ، عوامل فيزيكي و شيميايي خاك بروز كرده و به صور مختلف مي باشد. اين حالت هاي رويشي در يك منطقه معين به علت ثبات نسبي شرايط محيطي حالت نسبتا پايداري از خود نشان داده كه مي توان از آن در تجزيه و تحليل هاي كمي و كيفي گياهي منطقه استفاده نموده و اطلاعات مفيدي از ويژگي هاي اكوسيستم از جمله رقابت هاي بين گونه اي، تراكم پوشش گياهي و غيره به دست آورد. روش هاي مختلفي براي رده بندي فرم هاي رويشي وجود دارد، اما روش ران كيائر در مطلاعات اكولوژيكي بيشتر استفاده مي شود. اساس اين طبقه بندي نحوه گذراندن فصل نامساعد رشد گياهان و محل قرار گرفتن جوانه هاي توليد كننده رشد در سال بعدي مي باشد كه بر اين اساس گياهان به دسته هاي پيدارست ها ، پاي رستها، نيمه نهان رستها، زمين رستها و كم زي ها تقسيم مي شوند . نتايج حاصل از مطالعه انواع فرم هاي رويشي گياهي تالاب و حاشيه آن در زمان ترسالي  ، نشان مي دهد كه گياهان كم زي با 18 گونه بيشترين فرم رويشي را به خود اختصاص داده است.


در ميان انواع رستني ها ، گياهان آبزي به علت ورود رسوبات ريز دانه، مواد معلق موجود در آب رودخانه هيرمند و نيز شسته شدن كودهاي حاصلخيز مزارع و وارد شدن اين مواد با زهكشي طبيعي شبكه آبياري به داخل تالاب رويش مناسبتري دارند. معرفي پوشش گياهي تالاب تا حد امكان از ديدگاه اكولوژيك صورت پذيرفته و طبقه بندي گياهي طبق موازين زيستگاهي انجام شده است. توجه به نقش مهم و حياتي گياهان تالاب ، اهميت آنها را بيشتر نشان مي دهد، گياهان ريشه دار، غوطه ور و يا شناور جايگاه خاصي بر حسب اجتماعات خود اشتغال مي نمايند و طبقه بندي خاصي را شامل مي شوند. گياهان آبزي ريشه دار در خدمت سخت پوستان، حشرات و ماهي ها بوده و به اين جانوران امكان دفع حمله دشمنان طبيعي را داده و به عنوان پناهگاهي جهت حفظ حيات آنها به شمار مي روند. اين گياهان، مهيا كننده اكسيژن و مواد مغذي بوده و پس از مرگ و پوسيدن ، مواد غذايي ساير موجودات را فراهم مي سازند .


بررسي جغرافياي گياهي
بررسي هاي انجام شده و نيز سوابق موجود نشان مي دهد  كه اقليم منطقه، فرا خشك بوده و طبق نظر هانري پابو، منطقه رويشي نيمه بياباني مي باشد. با اين حال رويش هاي گياهي موجود در درياچه هامون (نيزارها) و مراتع اطراف آن ( اراضي كم شيب كه در اوايل فصل بهار زير آب مي روند ) ، علاوه بر حاكميت اقليم مذكور، به مقدار زيادي به جريان هاي آب رودخانه هيرمند و نوسان هاي ميزان آب در مواقع طغياني بستگي دارد. همچنين خواص شيميايي به ويژه شوري، قليائيت و دانه بندي خاك در تغييرات پوشش گياهي بر فراز منطقه مؤثر مي باشند. از اينرو، مناطق عمده رويشي را مي توان به شرح زير ذكر نمود.
الف ـ رويشگاه گياهان آبدوست
اين رويشگاه در محدوده درياچه هامون قرار گرفته است . بارزترين گونه هاي گياهي موجود در اين رويشگاه عبارتند از :
ني (بوريا ، لول ) Phragmetes australis
بوتوموس (جگن دريايي ، هزار ني) Butomus umbellatus
لويي Thypha minima
سغد سلطاني (اويارسلام، تزگ) Cyperus longus
اشك Cyperus rotundus
قميش Arundo donax


اين گونه ها در قسمت طيف بيولوژيك رانكاير در زمره فرم رويشي نيمه نهان رستها و در زير گروه هالوفيتها و گروه هيدروفيتها محسوب مي شوند. هيدروفيت ها و يا گياهان كاملا آبدوست به گياهاني گفته مي شود كه جوانه زاياي آنها در داخل آب قرار دارد و برگ هاي آنها به صورت عوطه ور و يا شناور مي باشد. عمق آب اين رويشگاه عمدتا كمتر از يك متر مي باشد و بستر آن از خاك هاي ريز بافت رسي همراه با درصد قابل توجهي از املاح تشكيل شده است و معمولا اشباع از آب مي باشد. اين وضعيت ، خاك هاي هيدرومورفي را مي سازد كه تبادل اكسيژن آزاد در آن كم و گياهان مذكور از اكسيژن موجود در آب استفاده مي كنند. به گياهان اين رويشگاه گياهان بر آمده از آب نيز مي گويند. بخش پاييني گياه در آب و فاقد برگ و بخش بالايي داراي گل و برگ هاي زيادي است كه به شيوه گياهان خشكي زي، مواد غذايي را از خاك جذب كرده و با دي اكسيد كربن موجود در هوا، عمل فتوسنتز را انجام مي دهند.


اين گياهان مشاركت بسيار ناچيزي در چرخه غذايي تالاب دارند و قسمت هاي مرده گياهي آنها به موماد غذايي محلول در آب نمي افزايد. از آنجا كه عموما سرشار از مواد سلولزي اند، از خاتمه يك دوره رشد تا پايان دوره بعدي رشد تجزيه و متلاشي نمي شوند ، در نتيجه قسمت هاي مرده بر روي آنهايي كه هنوز از دوره قبلي بر جاي مانده است تجمع مي يابد ، بدين ترتيب مواد غير حاصلخيز و خرده هاي غير قابل تجزيه در كف تالاب تشكيل شده و دايما بالا مي آيد. اين گياهان چنانچه به صورت تنك روييده باشند، داراي ارزش هاي محدودي از قبيل محل هاي مناسب تخم ريزي ماهي ها و پناهگاه ماهي هاي جوان است. ضمنا تعداد زيادي از موجودات زنده خود را به قسمت زير آبي اين گياهان الصاق نموده، از اين طريق غذا براي ماهي هاي جوان و حيواناتي كه ماهي ها از آنها تغذيه مي نمايند فراهم مي آيد. همچنين اين گياهان چنانچه در نزديكي پهنه آب باز روييده باشند پناهگاه مناسبي براي پرندگان آبزي خواهند بود.


ب ـ رويشگاه گياهان نيمه آبدوست
اين منطقه رويشي در اطراف درياچه هامون بين دو حد دوره پر آبي درياچه ( اوايل بهار) و دوره كم آبي درياچه (اواخر زمستان) قرار گرفته و مراتع حاشيه هامون را كه جزء مرغوب ترين مراتع منطقه سيستان محسوب مي شوند، تشكيل مي دهد . در اين رويشگاه ، خاك ريز بافت و عموما رسي – لومي و نسبتا شور بوده و در اوايل فصل (فروردين ـ ارديبهشت) معمولا زير آب قرار مي گيرند. مهمترين گونه هاي گياهي اين رويشگاه عبارتند از:
چمن شور ساحلي (شور) Aeluropus littoralis
بوني (بونو) Aeluropus lagopoides
سوجگ(ليواش) Cressa critica
مرغ Cynodon dactylon


انواغ گز Tamarix spp
وجود آب شيرين و محيط اشباع شده از آب براي جوانه زدن بذور اين گياهان و بخصوص گونه هاي بوني الزامي است. از اينرو، جاري شدن آب شيرين درياچه در اوايل فصل بهار بر روي اراضي اطراف تالاب شرايط مطلوبي را براي جوانه زدن بذور گونه هاي گياهي فراهم مي سازد. نونهال ها در زير آب با استفاده از اكسيژن محلول در آب، فتوسنتز انجام داده و به تدريج كه از محيط آبي خارج مي شوند، سرسبزي و طراوت خاصي به خود مي گيرند و به رشد و نمود خود ادامه مي د هند. بنابراين پس از جوانه زدن و شروع رشد، نياز به وجود آب زياد محيط نمي باشد و گونه هاي مذكور در خاك بدون اشباع، ولي با رطوبت كافي به زندگي خود ادامه مي دهند. با توجه به نقش و اهميت 3 گونه گياهي ؛ گز، بوني و ني به معرفي بيشتر اين گياهان پرداخته مي شود.


گز Tamarix spp
گياهي است درختچه اي يا درختي هميشه سبز كه ساقه هاي جوان از فروردين ماه شروع به رشد نموده و برگهاي سوزني جديد آنها در همين زمان ظاهر ميشوند. گلها به طور معمول در بهار ظاهر شده و گرده افشاني توسط حشرات جمع كننده گرده و يا گرده خوار انجام مي شود. ميوه الوان آنها در پاييز ظاهر و سپس بذر دهي آغاز مي شود.گونه هاي گز در اراضي داراي بافت سنگين با شوري نسبتا زياد و با درصد رطوبت بالا مشاهده مي شوند. اين گونه ها در داخل محدوده تالاب ( نزديك به حاشيه آن) و اراضي زراعي مشاهده مي شود. عامل اصلي در گسترش اين گونه ها بافت سنگين خاك، شوري زياد و درصد رطوبت بالاي خاك مي باشد. گرچه اقليم چيره در محدوده گسترش اين گونه ها اقليم صحرايي است با اين وجود تأثير سه عامل ذكر شده در قبل ، نقش اساسي در حضور گونه هاي اين جنس دارد. در هر قسمتي از تالاب كه شرايط خاكي با شوري و رطوبت مشابه وجود داشته باشد، اين گونه ها مشاهده مي شوند.


بوني Aeluropus lagopoides
گياهي است پايا، استولون دار با ساقه هاي بسيار متعدد چمني كه ريزوم افشان و خزنده دارد و داراي برگهاي سبز مات بدون كرك مي باشد. اين گونه به همراه Aeluropus littoralis ، به شوري مقاوم بوده و گياهاني خوشخوراك براي دام ها به خصوص گوسفند به شمار مي روند. گونه هاي بوني در اقليم صحرايي ( با تابستان هاي گرم )، در مكانهايي كه در طول دوره رويش، رطوبت كافي در خاك وجود دارد و در آغاز رويش، چندين هفته زير آب شيرين قرار داشته و داراي خاك هاي ريز بافت تا حدودي شور مي باشند به خوبي رشد مي كنند . بوني در تمام نقاط اطراف درياچه هامون كه داراي خاك سنگين باشد و در اوايل فصل بهار توسط طغيان هيرمند زير آب قرار مي گيرند، از گسترش قابل ملاحظه اي برخوردار است  . اين گياه با ارزش در دوره طولاني خشكسالي، علاوه بر تأمين علوفه دام ها، نقش مهمي در كنترل فرسايش بادي و ترسيب رسوبات حمل شده داشته است .


ني Phragmetes australis
گياهي است علفي چند ساله، كه در محيط هاي كم و بيش مرطوب با عمق كم ( كمتر از 2 متر) و اقليم هاي مختلف رشد كرده و دوره رويشي آن از بهمن تا مرداد ماه مي باشد. از لحاظ مورفولوژي ، اين گياه ارتفاعي حدود 4-1 متر با ساقه اي محكم، ايستاده، بدون كرك و منفرد دارد، برگهاي آن داراي پهنك مسطح مثلثي نوك تيز با حاشيه زبر مي باشد. گل ها به رنگ سبز متمايل به ارغواني، خاكستري يا قهوه اي، مجتمع در پانيكولي ايستاده ، با انشعابات فراوان كه ميوه آن گندمه، پهن و دراز است. اغلب به صورت خالص و ندرتا مخلوط با ساير گونه هاي بر آمده از آب، توده هاي متراكمي از نيزار پديد مي آورد. ني در نواحي با سطح ايستايي بالا رشد مي كند و داراي تعرق اندكي مي باشد. گياهان متعلق به اين گروه تجمع نمك را زياد كرده و موجب ايجاد نواحي باتلاقي مي شوند . اين گونه به شوري و خشكي مقاومت بالايي داشته در خاك هاي ريز بافت با مقدار نسبتا زيادي املاح و معمولا اشباع از آب رويش دارد. از مهمترين امتيازات اين گياه مقاومت بسيار زياد آن به خشكي است  . در دوره خشكسالي، علي رغم خشك شدن اندام هاي هوايي ( ساقه و برگ ) ، اندام هاي رويشي آن (ريزوم) مي تواند براي مدت طولاني زنده مانده و قدرت رويشي خود را حفظ كند و به محض تأمين رطوبت ، رشد نمايد. تصوير در دي ماه 1383 تهيه شده كه زمان خشكسالي درياچه مي باشد، در حالي كه تصوير  خرداد ماه 1386 را نشان مي دهد كه پس از آبگيري هامون تهيه شده است.


مراتع درياچه هامون
مراتع حاشيه درياچه هامون كه پس از عقب نشيني آب مورد استفاده دامداران سيستان قرار مي گيرند، متأثر از ترسالي ها و خشك سالي ها بوده ، بطوري كه در زمان ترسالي سطح نسبتا وسيعي را به خود اختصاص داده و از گونه هاي مرغوب علوفه اي پوشيده مي شوند، در حالي كه در خشك سالي ها اثري از گونه هاي مرغوب نمانده و اگر هم در مناطقي اين گونه ها مشاهده مي شود، در اثر فشار چرا، به شدت تخريب مي شوند.

جدول  ، ليست مراتع هامون و مشخصات آن ها را در زمان ترسالي نشان مي دهد .
 

نيزارهاي درياچه هامون
آنچه در قالب نيزار شناخته مي شود، در واقع تركيبي از چند گونه گياهي از قبيل، ني، لوئي، قميش ، هزارني و جگن مي باشد، كه به خاطر تراكم بيشتر ني نسبت به ساير گونه ها به نيزار معروف شده است . لوئي جهت ساختن حصير، پرده و يا قايق هاي سنتي ( توتن) به كار مي رود و گونه هاي قميش، هزار ني و جگن به همراه گونه هاي بوني، مرغ و خارشتر بيشتر مورد چراي گوسفندان عشاير قرار مي گيرد. نيزارهاي هامون منبع غني و در دسترس جهت تغذيه گاوها بوده است . به طوري كه يك رأس گاو به وزن 300 كيلوگرم به 60 % پروتئين قابل هضم در قبال 500 گرم افزايش وزن روزانه 02/0 درصد فسفر و 04/0 درصد كلسيم در جيره غذايي روزانه نيازمند است و ني به تنهايي مي تواند، نيمي از پروتئين قابل هضم مورد نياز و تمامي احتياج دام به فسفر و كلسيم را تأمين نمايد  . اين منابع بسيار غني در طول تاريخ هامون، چندين بار در معرض تخريب واقع شده اند كه به مهمترين آن در ذيل اشاره مي شود:


تاريخچه و علل تخريب نيزارها
بررسي تاريخچه هامون نشان مي دهد كه تا سال 1359 سطح نيزارها به حدي افزايش مي يابد كه موجب نگراني اهالي و مسئولين مي شود. به منظور كاهش نيزار، احداث كارخانه فيبر، نئوپان و كارتن سازي در اطراف تالاب مطرح مي شود كه با مخالفت اداره كل محيط زيست استان سيستان و بلوچستان ، اين طرح اجرا نمي گردد . با آغاز دهه شصت، روز به روز سطح نيزارها كاهش مي يابد كه در ابتدا محسوس نيست، اما در سالهاي پاياني اين دهه يعني 69-1368 مساحت نيزارها به حداقل ممكن ( كمتر از يكصد هكتار) تقريبا هزار برابر كمتر از سطح طبيعي مي رسد.
جدول : تغيير مساحت نيزار هاي هامون طي سالهاي 1372-1351

 

همانطور كه مشاهده مي شود سطح نيزارها و پوشش گياهي هامون ها از سال 1351 به بعد سير نزولي داشته است كه اين تغييرات در مورد هامون پوزك كمتر از هامون صابري و هيرمند بوده است. تغييرات در مورد هر سه هامون در طي 20 ساله اخير در جدول  آمده است :
جدول :تغيير مساحت نيزارهاي به تفكيك سه هامون طي سالهاي 1372-1351

كاهش سطح نيزارها تدريجي و تقريبا در كوتاه مدت غير محسوس بوده، ولي در سال 1368 به اوج خود رسيده تراكم نيزارها رو به كاهش و نابودي گذاشت . در نتيجه درياچه هامون تقريبا از چرخه اقتصادي سيستان ( خصوصا در امر دامداري ) خارج گرديد و تمامي گاوداران تختك نشين هامون كه بالغ بر 20 هزار واحد دامي را بطور مستقيم تشكيل مي دادند همگي متواري شده و در پي تأمين علوفه از اين روستا به آن روستا و در نهايت اكثر آن ها در حاشيه شهرها سكني گزيدند .
از بين رفتن نيزارها يك مسأله حاد و پيچيده اجتماعي محسوب مي شد  كه به عنوان مهمترين معضل منطقه شناخته شد. از اينرو مسئولين منطقه اي و كارشناسان صاحب نظر دانشگاهي در سطح كشور، به طور مستمر و با جديت اين مسأله را پيگيري نمدند . نتايج جلسات متعدد چهار فرضيه را به عنوان عوامل تخريب مطرح نمود كه عبارتند از :


خشكسالي
جمع آوري و سوزاندن ريزوم ها توسط حاشيه نشينان به منظور تأمين سوخت و برداشت بيش از حد ني براي تعليف دام ها
افزايش رسوب توسط رودخانه هيرمند و مدفون شدن ريزوم هاي ني
تغذيه ماهي هاي رها شده به درياچه از ني
جهت تعيين عامل اصلي تخريب نيزارها، آزمايشات و مطالعات ميداني توسط كارشناسان خبره انجام گرديد. نتايج اين بررسي ها نشان داد كه علت اصلي از بين رفتن نيزارها معرفي ماهي آمور يا كپور علف خوار در آغاز دهه شصت بوده است.هدف ازمعرفي ماهي آمور و ديگر ماهيان غير بومي به تالاب ، از سويي بالا بردن ميزان صيد و افزايش درآمد صيادان ذكر شده و از سوي ديگر كنترل تراكم نيزارها بوده است. در نتيجه صيد ماهي كه قبلا ماهيتي معيشتي داشته و فعاليتي جنبي بود به فعاليت اقتصادي و در آمدزا تبديل گشته و موجب رونق اين فعاليت در منطقه شد و نتايج حاصله از اين كار بسيار رضايت بخش بود. به طوري كه پس از افزايش گونه هاي پرورشي همچون كپور معمولي، فيتوفاگ، آمور و سرگنده ميزان برداشت سالانه آبزيان از 250 تن در اوايل دهه 60 به 751 تن در اواخر اين دهه افزايش يافت كه البته اين افزايش 500 تني در مقابل كل خسارات وارده به تالاب و عواقب آن بسيار ناچيز است ( نوري، 1373) . به دليل عدم مطالعه همه جانبه اثرات معرفي ماهي آمور، سازگاري و رشد سريع اين گونه به دليل فراواني غذاي آن در تالاب و بالا بودن ميزان رها شده ماهي نسبت به ميران صيد شده آن  ( به دليل صيد سنتي، گستردگي سطح تالاب و كم بودن عمق آب كه مانع حركت قايق است)، موجب عدم كنترل تراكم جمعيت ماهي آمور شد و طيف گسترده اي از اين ماهي از نظر وزني، سني و تراكم كه روند تخريب را سرعت مي بخشيدند، در تالاب افزايش يافت و موجبات تخريب مهمترين عامل حيات دامداران و عشاير سيستان يعني نيزارها را فراهم نمود، همچنين جمعيت پرندگان از 470000 قطعه در اوائل دهه 60 به 49198 قطعه در اواخر اين دهه به دليل از بين رفتن پناه و غذا شديدا كاهش يافت .


پس از اطمينان از عامل اصلي تخريب نيزارها، لازم شد كه نسبت به احياي نيزارهاي هامون و بازسازي ارزش هاي افزوده مستقر در آن طبق مطالعه و برنامه ريزي حساب شده اقداماتي موثر صورت گيرد كه اين مهم با سرمايه گذاري سازمان هاي دولتي و مشاركت ادارات، سازمان هاي دست اندر كار و مردم منطقه ا نجام شد. در واقع كار احياي نيزار توسط نيداران در قالب گروه هاي سازندگي احياء صورت گرفت. بدين صورت كه در اواخر سال 1371 در داخل تالاب، در فاصله 250 متري از سيل بند خاكي حاشيه تالاب هامون صابري اقدام به حصار كشي نموده و از تور فلزي كه امكان ورود ماهيان 250 گرمي آمور را مانع مي شد، استفاده نمودند و همزمان ، با كشت قلمه ني به احياء پرداختند كه نتايج قابل قبولي حاصل شد . اين طرح ادامه داشت و تا پايان سال1378 بالغ بر 25000 هكتار از سطح هامون با پوشش انبوهي از نيزار پوشيده شد . احياي مجدد هامون باعث رونق حرفه دامداري، افزايش توليدات دامي، لبني و توسعه گاوداري شده و موجب افزايش درآمد و ايجاد اشتغال گرديد.


پوشش گياهي هامون در دوره خشكسالي
همان طوري كه در فصول گذشته، ذكر شد، درياچه هامون مكررا دچار خشكسالي شده و پوشش گياهي اولين فاكتوري بوده كه تحت تأثير اين فرآيند قرار گرفته است . عمدتا در طي اين دوره اثري از گياهان آبزي ( ني، لوئي، جگن و غيره) در مراتع باقي نمانده و به جاي آنها گونه هاي مقاوم به خشكي و شوري در مراتع درياچه رشد كرده اند. اين گياهان نقش مهمي در حفاظت خاك و تثبيت رسوبات ماسه اي حاصل از طوفان ها ، ايفاء نموده اند .

نام انگلیسی :  hamoon wetland    

نام فارسی :  تالاب هامون

 

منبع:   irandeserts

دسته ها: ایرانگردی

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.